روزنامه همدلى


گفتگويى پيرامون شرايط كنونى كشور 



پس از توقيف هفته نامه ستاره صبح آقاى على صالح آبادى سردبيرى روزنامه جديدى را به عهده گرفته اند به نام روزنامه همدلى. براى يكى از شماره هاى اين روزنامه چند پرسش مطرح كردند كه پاسخ هاى آن در پايىن آمده است:
 
اين مطلب در روزنامه همدلى شماره دوم ٦ اسفندماه  ١٣٩٣ چاپ شده است

تحليل شما از اوضاع كنونى كشور در حال حاضر چيست؟
حقيقتا پاسخ به اين سئوال نيازمند نوشتن چند كتاب و انجام پژوهش دامنه دار در زمينه شرايط اقتصادى، اجتماعى و سياسى كشور است. بنا بر اين من هر نكته اى كه مطرح كنم جنبه محدود و مغلوط و فردى دارد. به همين دليل نيز چند شاخص بارز را مى توان مطرح كرد كه بر روي ساير مسايل سايه افكنده است. مى دانيم كه در دولت قبلى تعداد شغلى كه ايجاد شده بر اساس آمار سر شمارى ها بسيار نا چيز بوده(اگر درست به خاطر بياورم حدود سالى پانزده هزار شغل- در صورتى كه در شرايط نا مناسب اقتصادى هم ايجاد سالانه دويست هزار شغل عادى بوده ) است و بيكارى مشكل بزرگ نسل جوان كشور است. سرمايه گذارى هاي عمرانى در حد نازل اتفاق افتاده و زيربنا هاى كشور در گوشه و كنار دچار تنگنا  و كهنگى است. قيمت نفت بسيار كاهش يافته و امكان تحرك دولت در صحنه اقتصادى را كاهش داده است. ميراث دولت قبل در حيطه ضايع كردن منابع و در آمد ها و تخريب شبكه ادارى و فساد آلوده شدن بسيارى از روابط اقتصادى و ادارى بارز و گريبانگير دولت موجود است. روابط بين المللى با حركت هاى بى مبالات دولت قبل در شرايط بحرانى قرار داشته و چنانكه به نظر مى رسد بخش مهمى از وقت دولت فعلى به آن مصروف شده است. با اين وضعيت منافعى كه درنتيجه مشكلات كشور براى بسيارى از نيرو ها و تشكل هاى داخلى و خارجى و كشور هاى ديگر ايجاد شده انوع موانع را بر سر رفع مشكلات ايجاد نموده است. براى مثال در واقع كشور هايى ماند چين روسيه تركيه و عربستان و اسرائىل ولابى صهيونيست هاى آمريكا در اين گرفتارى هاى ما ذى نفع شده اند و تلاش هاى آشكار و پنهانى را براى ممانعت از بيرون رفت از اين وضعيت انجام مى دهند. گروه هايى نيز در داخل كشور به دلائل خاص خودشان در همين كارند.  در اين كه دولت جديد سعى بسيار براى رفع مشكلات مبذول مي دارد ترديد نيست و در مواردى نيز دست آورد هائى داشته است ليكن اين دست آورد ها بسيار شكننده بوده و به سادگى مى تواند اين تعادل بر هم بخورد.
 
چرا در برخى كشور ها در آمد نفت منجر به پيشرفت شده است و در كشور ما به فقر و نا برابرى كمك كرده است؟ 

اين بحث در ادبيات اقتصادى به اثر نفرين منابع مشهور است. بسيارى از كشور هاى در حال توسعه اى كه از منابع طبيعى با ارزش بر خوردار بوده اند خواه منابع الماس و فلزات قيمتى مانند كشور هاى ليبريه، سيارلئون، آنگولا، ساحل آج ، كنگو، زيمبابوه  و  يا كشور هايى كه منابع نفتى داشته اند مانند نيجريه ونزوئلا، مكزيك، عراق، الجزاير  و ديگران دچار بحرانهاى اقتصادى و اجتماعى طولانى مدت و ريشه دار بوده اند. اين بحران ها مانع رشد و توسعه آن ها شده و فلاكت و شور بختى فراوانى را هم به مردم تحميل كرده است. غارت اين منابع توسط باند هاى داخلى و ذى نفعان خارجى و كشمكش بر سر سهم خواهى سبب شده است كه كل كشور و نهاد هاى سياسى و اجتماعى آن را لگد كوب كنند. زمانى در دهه ١٩٩٠ يكى از رهبران نظامى شورشى در كشور سيارلئون به نام ژنرال فودى سانكو، بخشنامه اى به نيروهاى خود صادر كرد كه عبارت مشهورى است و در شرح كيفيت ساز و كار اين گونه شرايط جنبه سمبوليك يافته است. آن بخشنامه هم اين بود كه "به خودتان پرداخت كنيد". اين افراد هم هر كجا اموالى از مردم در روستا ها و شهر ها قابل تصرف بود را علاوه بر بهره بردارى از منابع و معادن الماس در مناطق تحت كنترل خود، به عنوان پرداخت به خود، غارت مى كرند. در واقع بسيارى از ساختار هاى فساد در كشور هايى كه دچار نفرين منابع هستند از وجود صريح يا ضمنى چنين بخش نامه اى تاثير مى گيرد كه كسانى مجوز غارت را براى خود صادر شده تلقى مى كنند. كشور هايى كه در گير اين نفرين نشده اند كشور هاى پيشرفته اى هستند مانند نوروژ و انگلستان و موارد مشابه. اين نيز به وجود نهاد هاى سياسى و اجتماعى و حقوقى پيشرفته مربوط مى شود(مانند احزاب مستقل، دولت هاى پاسخگو، سازمان هاى كارشناسى مجرب، مديريت تخصصى علمى، نشريات آزاد و گروه هاى اجتماعى و سازمان هاى مردم نهاد هوشيار، و نظام حقوقى و قضايى مستقل و روز آمد). كشور هاى كوچك كم جمعيت و داراى در آمد بالا مانند قطر و عربستان هم كم و بيش در امان بوده اند. يكى به دليل اين كه منابع فروان به نسبت جمعيت سبب شده كه به مردم هم سهمى برسد و ديگر اين كه گرچه اين كشور ها ساختار سياسى و حقوقى پيشرفته ندارند ليكن ساختار قبيله اى موجود حدود و ثغورى را به رفتار هاى بى پرواى حكومتى تحميل مى كند.
در كشور ما نيز از همان زمان قبل از انقلاب و سال ١٣٥٣ كه در آمد هاى نفت افزايش يافت از هم دريده شدن تار و پود اقتصاد و شيوه زندگى و روابط اجتماعى و تغيرات و جا به جايى جمعيتى و نهايتا پاره شدن تار و پود روابط سياسى آغاز شد. در سال هاى پايانى دولت اصلاحات عده اى پيشنهاد كردند كه ساز وكارى مانند نوروژ در امر استفاده از در آمد هاى نفتى، در كشور ما نيز اجرا شود ليكن كسانى حاضر به دست بر داشتن از اين منابع نيستند و داستان كماكان ادامه دارد و در طى ده ها سال مواقعى كه در آمد نفت كاهش يافته زمان هايى بوده كه امكان بكارگيرى روش هاى سنجيده فراهم شده است. حتى در دولت اصلاحات هم تا در آمد نفت پائين بود به سياستگذارى سنجيده توجه مي شد ليكن وقتى در آمد نفت بهتر شد همان افراد از سازمان برنامه خارج گرديدند و گفته شد كسانى بايد در آنجا باشند كه به حرف ما گوش كنند. بنا بر اين بايد گفت كه اين روند نوسانى در كشور ما در دولت هاى مختلف مشاهده شده است.

شما مشکلات ایران را سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی می دانید؟ و راهکار شما برای برون رفت از بحران های کنونی که کشور دچار آن است چیست؟

طبعا همه گونه از مشكلاتى كه ذكر كرديد قابل مشاهده هست. ليكن من ريشه مشكل را در اصل مشكل فكرى مي دانم. به نظر بنده اصل ريشه مشكلات ما عميق و از نوع تلقى و سازمان فكرى ما ريشه مى گيرد. به اين معنى كه جامعه ما و خصوصا قشر تحصيل كرده و تاثير گذار از سطح كافى آموزش و تربيت اجتماعي، سياسي و سامان دهى كه لازمه جهان پيچيده امروز است بر خور دار نبوده است. در تاريخ ما هيچ متفكر اجتماعى قابل مقايسه با مونتسكيو و دكارت و غيره ظاهر نشده و مفاهيم و پارادايم هاى مدرن سياست و اقتصاد و روابط اجتماعى و همزيستى از طريق تفاهم و سازش و سازگارى جايگاه نيافته است. به همين دليل هم هست كه در فرهنگ ما سازش يك واژه داراى بار منفى است. در صورتى كه در فرهنگ هاى پيشرفته داراى بار مثبت و رسيدن به سازش و سازگارى يك علم و هنر است. وقتى در كشور ما تعدادى افراد با تحصيلات عاليه كه در يك مجموعه مسكونى ساكن هستند نمى توانند مشكلات خود را از طريق همفكرى حل كنند و شما در بيشتر مجموعه هاى مسكونى و تجارى نمونه آن را مى بينيد، مگر وقتى يا يك ريش سفيد يا ديكتاتور امور را بدست بگيرد، چگونه انتظار داريد مشكلات يك كشور را از طريق روش هاى مدنى و همفكرى و تفاهم حل كنند؟ يك شاخص پيشرفت فرهنگ سياسى به نظر من عكس العمل مردم در مقابل وعده دريافت مال مفت است. در كشور هاى پشرفته اگر يك فرد جاه طلب جست وجوگر مقام، بيايد و به مردم  وعده مال مفت بدهد، اكثر مردم خصوصا انديشمندان از او مى گريزند چون به تجربه و دانش مى دانند كه قرار است روزگارشان را سياه كند. در كشور ما بسيارى مردم به دور او جمع مى شوند و به او راى مى دهند يا به نوع ديگرى شانه خودرا زير پاي او براى بالا رفتن از مدارج سياسى قرار مى دهند.
 
 راه كار معجزه آسايى هم قابل تصور نيست مگر اين كه به دولت كمك شود تا مسائل را به تدريج حل كند. ضرورى است به كسانى نيز كه در داخل مى خواهند به هر حال ضامن عدم توفيق دولت باشند ياد آور شد كه شكست دولت به معنى پيروزى آن ها نخواهد بود. بلكه آنچه حادث خواهد شد شرايطى است كه از بين بازيگران موجود داخلى ذى منفعت قابل ملاحظه اى برون نخواهد شد.

چگونه دولت اصلاحات توانست مانع ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و همچنین جلوگیری از تحریم های شدید پر هزینه که در فاصله سال های 90 تا 92 بر ضد کشورصورت گرفت شود؟

دور از انصاف است كه همه تقصير در ارتباط با اين گرفتارى را به عهده دولت قبل بگذاريم گرچه دولت مزبور در بحرانى تر شدن شرايط و بى تدبيرى و بى پروائى نقش تاريخى دارد. ليكن اين فراگرد مدت ها بود شروع شده بود و در جريان بود و معلوم نبود كه اگر دولت ديگرى هم بر سر كار مى آمد روند در جريان را مى توانست تغيير دهد. بياد مى آورم كه در زمان دولت اصلاحات يك مقام بزرگوارى در برنامه تلويزيونى شبانگاه  پس از ارائه گزارش در مورد مقدارى غنى سازى موفقيت آميز گفتند كه كشور هاى غربى بايد مارا در باشگاه اتمى به عضويت بپذيرند! با شنيدن اين جمله من دست بر سر زدم و گفتم واويلا آيا ايشان متوجه شده اند همين جمله سر آغاز چه مايه دردسر وبحران خواهد بود؟ بنا بر اين مسئله را بايد كلى تر و جامع تر مورد توجه قرار دهيم.

برداشت شما از گفتمان مشترک و همگرایی ملی چیست؟

از قرن هجدهم متفكرين و فلاسفه به اين نتيجه رسيده اند كه عقلانيت با گفتمان و نقادى رشد مى كند. در واقع مستقل از اين دو رويكرد، عقلانيت وجود ندارد. اصولا هر انسان خود را از دريچه چشم ديگران مي تواند ببيند و از طريق مراوده با ديگران خود را بشناسد و تصحيح كند و تكامل ببخشد.  به خصوص نظر كانت در اين مورد بسيار قابل توجه است. در قرن بيستم هم فلاسفه مهمى مانند ويتگن اشتاين به ضرورت محاوره و سازمان دادن و معنى دادن به محاوره حتى براى پيشرفت علوم توجه كرده اند و در اين باب تاليفات مهمى دارند. اين مكتب بر اين اعتقاد است كه هر گزاره يا جمله بايد داراى محتواى عينى و بار اطلاعاتى و يا منطقى باشد و گر نه فاقد معنا است و بى ارزش و نبايد چنين گزاره ها و جملاتى توليد شده ويا به آن ها توجه شود.
 كسى نمى تواند منطقا اهميت گفتمان را نفى كند. ليكن اين حيطه هم قواعدى دارد. گفتمان با سخن لغو پرداختن يكى نيست. گفتمان با پرخاشگرى و تحريك اجتماعى و سياسى (به گفته برخى جناح هاى سياسى "اجيتاسيون") نيز يكى نيست. اگر اصل حقيقت و منطق و انصاف در گفتمان غايب باشد طبعا از بهره اى كه مى تواند حاصل شود تهى خواهد شد. مي گويند روزى شيخ ابو سعيد ابولخير وارد حمام شد. كارگر حمام هرچه كيسه به بدن او مى كشيد چرك ها را در معرض ديد او قرار مى داد تا كار خود را خوب جلوه دهد. كار گر كه مى خواست از حكمت شيخ هم بهرمند شود از او پرسيد كه اى شيخ براى من بگوى كه بهترين بندگان خدا چه كسانند؟ شيخ گفت آنان كه چرك و آلودگى ديگر بندگان خدا را به رخ آن ها نمى كشند! اين هم نكته اى در مورد اين كه گفتمان حتى الامكان چه نبايد باشد.

Comments