نکاتی پیرامون دولت آتی

نکاتی پیرامون بحث های مطرح در مورد دولت آتی

محمد طبیبیان

اول تیر ماه 1392

 این مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد مورخ یکشنبه 2 تیر ماه 1392 چاپ شده است.

هنوز مدت كوتاهي از اعلام نتايج انتخابات ریاست جمهوری نگذشته كه در سایت ها و نشریات بحث پيرامون هيات دولت و تركيب آن بالا گرفته است، و برای هر پست درهیئت دولت آتی نام افراد متعددی مطرح است. درميان اسامی پیشنهادی، به نام افراد با سابقه و توانمند بر می خوریم وهمچنین نام افرادي كه سهميه جناحهاي سياسي هستند نیز وجود دارد که بعضاً سابقه كار كرد درخشاني هم ندارند. نام افرادي كه در سالهاي تحمل و كناره گيري با جريان ميانه رو و اصلاح طلب همراه و هم دل بوده اند و همچنین نام كساني كه در حاشیه امن مطلوب خودشان قرار گرفته و به رصد کردن کیهان سیاست مشغول بوده اند. فاصله را با واگن هاي سياسي متفاوت، ماهرانه يا غير آن حفظ كرده اند واكنون در فكر پريدن در واگن كانديداي پيروز هستند. همه نوع نام افراد را در بین این فهرست ها می توان مشاهده کرد.  به مرور زمان اين رقابت ها، یعنی دسترسی به پست های معدود توسط افراد نه چندان معدود،  صورت حاد تري بخود خواهد گرفت و برخي سعي در پيشي گرفتن از ديگران خواهند نمود مثلاً از طريق جلب شفاعت شافعين معتبر و داراي برد و نفوذ كلام. مسلماً براي رئيس جمهور منتخب و ياران همراه ایشان در دوره مبارزه انتخاباتی، و مجموعه ديگري از حاميان واقعي ايشان دوران کم و بیش مشکلی در اين باب در پیش رو خواهد بود. متاسفانه در كشور هائي مانند كشور ما كه افرادمختلفي براي هر شغل مطرح مي شوند و اين افراد نيز بر اساس ضوابط و چارچوب فعاليت حزبي انتخاب نشده بلکه ارتباطات آنها نیز مطرح است، آنچه در نهایت حاصل مي شود توافق بر سر كوچكترين مخرج مشترك افراد هر گروه است. هر چه براي يك شغل و پست ومقام تعداد بيشتري متقاضي وجود داشته باشد و هرچه تعداد مراکز قدرت كه بايد در مورد آن شغل توافق كنند متعددتر باشد، احتمال اينكه فردی ضعيف تر انتخاب شود بيشتر است. 

از طرف ديگر رياست جمهور دولت يازدهم با مشكلات و گرفتاري هاي عظيم روبرو است كه در هر حيطه وجود افراد با توان و كار آمد براي پيشبرد امور را اجتناب نا پذیر مي كند. مسلما دولت آتي وقت اضافي براي صرف كردن در مباحث بي پايان كابينه و منتظر معجزه ماندن از طرف افرادي كه نتوانند كار هاي بزرگ را سر وسامان دهند و معضلات اساسي را حل وفصل كنند نخواهد داشت.  

اينجانب در جاي ديگري با استناد به مفاد فصل نهم قانون اساسي استدلال كرده ام كه تنها اهرمهائي كه مستقيماً در كنترل رياست جمهور است، طبق اصل یکصد و بیست و ششم، امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی است. در يكي از دولتهاي گرانقدر قبلي به دلائلی سازمان برنامه وبودجه با سازمان امور اداري و استخدامي ادغام شد و هر دو سازمان رو به ضعف رفت وبرخي از وظائف به دستگاه ديگري واگذارشد و در اين هنگام كه اين دو اهرم اصلي از رئیس جمهور دورتر گرديد وبيشتر نقش اداري يافت تا كارشناسي و هماهنگی، آنگاه ياران رياست جمهور به نكته کمبود اختيارات اجرائی رئیس جمهور متوجه شدند و سعي در گذراندن قانوني در اين مورد نمودند كه در مجلس شورای اسلامی وقت با موفقيت روبرو نشد. برخي از اين بزرگواران در زمان دولت بعدي به صورت خصوصی  ابراز خوشنودي كردند كه اگر آن لايحه تصويب مي شد و آن اختيارات در اختيار رئیس جمهور بعدي قرار مي گرفت چه واويلايى مي شد. اين يك واقعيت است كه طبق مفاد فصل نهم قانون اساسي رئیس جمهور مسئول اداره هيات دولت است و عمده ترين اهرم عملي كه دراختيار دارد امور برنامه و بوجه و اداری و استخدامی است. اگر رئيس جمهور بخواهد در كارخود موفق باشد ضروری است هر دو سازمان را احيا كند و نيروي انساني قوي بر آنها بگمارد و آن دو را در فاصله اداري و مديريتي و اعتماد نزديك خود قرار دهد.

می توان تصور کرد که در چالش هاي علني و پشت پرده اي كه ریاست محترم جمهور آتی در امر سازمان دهي هيئت دولت روبرو خواهد بود و براي اجتناب از دچار شدن به اصل كوچكترين مخرج مشترك ها، تنظیم يك استراتژي موفق لازم است. آن دسته افرادي كه جنبه مديريتي و كارشناسي و استقلال راي بالاتري دارند و در فرا گرد مراحل سياسي، مانند رای تائید صلاحیت مجلس، ممكن است با مشكل رو برو شوند را دولت شايسته نيست كه از دست بدهد و اين افراد براي دولت بيش از دیگران مي توانند موثر باشند و متاسفانه تعداد آنها نیز زیاد نیست. براي اين افرادمي توان مشاغل معاونت رئيس جمهور را پيشبيني كرد. طبعاً سياست يك گيم است و در آن نياز به تفاهم و كنار آمدن نه يك نقطه ضعف بلكه يك مهارت و هنر است. جدا از معاونین که در مورد آنها صحبت شد، دولت مي تواند در مورد سایر كساني كه قوي تر هستند به عنوان وزيران كابينه كوتاه نيايد و كانون اصلي هيات دولت را از كار آمد ترين افراد واجد شرايط پر كند و معرفي ساير افراد كه مورد پشتيباني ساير بخشها از جمله جناحهاي موجود در مجلس شورای اسلامی هستند را منوط به تاٌئید صلاحيت افراد كانوني دولت نمايد. افرادي كه در اين دولت، به دلیل شرایط زمانی خاص، جنبه كانوني خواهند داشت شامل وزراي عضو شوراي اقتصاد و وزير خارجه و كشور خواهند بود و همكاري اين مجموعه است كه مي تواند در حد قابل توجهي گره گشا باشد. 

دربين معانين رئیس جمهور نقش معاون اول حائز اهميت است. معاون اول مي تواند بسياري از بارها را از دوش رئیس جمهور بر دارد. ليكن ايفاي اين نقش بين صفر تا صد به شخصيت وتجربه و ميزان مقبوليت اوبين وزرا و ساير مديران ارشد كشور بستگی خواهد داشت . به این معنی که نقش ایشان میانه داری، ایجاد تفاهم، پی گیری پیشرفت امور و روابط عمومی است و به زبان دیگر نقش معاون اول ذات سیاسی دارد. فردي كه بيشتر متوجه مسايل اداري و دفتري است در اين زمينه نمی تواند چندان موثر واقع شود.

 

معاون ديگر ی که می تواند نقش مهمی ایفا کند رئیس سازمان برنامه و بودجه است. تجارب قابل استفاده زيادي وجود دارد از نوع افرادي كه توانسته اند براي رئيس جمهور ياركار ساز باشند، كساني هم بوده اند كه موجد گرفتاري و تنش بوده و كساني را هم می توان نام برد كه چندان كار موثري را به پيش نبرده اند. در اين پست حساس كسي مي تواند كار ساز باشد كه در درجه اول مورد اطمينان كامل رئيس جمهور بوده ونقش كارشناسي و فكري قوي داشته باشد و در امور اجرائي كشور نيز داراي تجربه باشد. رابطه اين معاون با ساير وزرا و مديران ارشد و نهاد هاي ديگر حكومت مانند مجلس، بهتر است صرفا منطقي و كارشناسي و غير سياسي باشد. در مواري كه رئیس سازمان براي خود نقش سياسي مازاد برحمايت از رئیس جمهور قائل شده و از اهرمي که در دست او بوده  در اين باب استفاده كرده، در چنین شرایطی به جز عدم كارايى و سوء تفاهم ثمري ببار نيامده است. مسلما كساني كه نقش رياست سازمان برنامه و سازمان امور اداري را بعهده مي گيرند بايست در بدو امر نسبت به باز سازي اين دوتشكيلات همت گمارند.

دربین افرادی که به عنوان اعضاء احتمالی کابینه مطرح هستند به نام برخی از رقبای انتخاباتی ریاست جمهور منتخب بر می خوریم. البته تمام این بزرگواران صاحب تجربه و  صلاحیت های عام و خاص هستند و این امر نیز نشانه سعه صدر ریاست جمهور منتخب است که دعوت از رقبا را نیز مد نظر دارد. لیکن یک ملاحظه به صورت طبیعی خواه نا خواه مطرح خواهد شد، و آن هم اینکه پس از نشستن بر صندلی های قدرت در کنار رئیس جمهور به دلیل اینکه در رقابت با او قرار داشته و در مقطعی نیز خود را امید وار به پیروزی می دانسته اند، محتمل است که به مرور خود را با رئیس دولت هم تراز تلقی کرده و آن سلسله مراتبی که ضرورتاً برای حسن جریان امور لازم است از ذهن آنها زدوده شده و مانع روانی امور گردد. می دانیم در دولتهای کشور های مختلف وقتی اعضاء کابینه از خطوط سیاسی مختلف تشکیل می شود فراکسون های مختلفی شکل گرفته که همراه کردن آنها خود بخشی از وقت دولت را به خود اختصاص می دهد. شاید در مورد این بزرگواران بتوان تصور کرد آنگونه پست هائی از وزارت یا معاونت پیشبینی شود که کار کرد آن پست بر حسب یک مجموعه سیاست از قبل دیکته شده کم و بیش از امور روزمره دولت مستقل است.

از مديراني كه در دوره كاري رئیس جمهور در ارتباط مكرر با ايشان قرار مي گيرند رئيس كل بانك مركزي است. در شرايط موجود بانك مركزي كشور ما به دلايل داخلي و بين المللي از نوع كار كرد هائي كه تشكيلات مشابه آن در كشور هاي اروپائي و آسيائي و حتي برخی كشور هاي در حال توسعه انجام مي دهند بسيار بدور افتاده است. در جهت رفع تحريم های پولی، بانکی و مالی رئيس كل آتي بايستي از وزنه علمي و شخصيتي قابل ملاحظه اي بر خوردار باشد تا بتواند با همتايان خارجي خود مباحث مربوط به رفع تحريمهاي مالي و يافتن جاي پا درسيستم مالي بين المللي را به پيش ببرد. در واقع براي چند سال بايد وزير خارجه مالي كشور هم باشد و با وزير خارجه ديپلماتيك نيز همكاري نزديك بر قرار كند. نكته دیگری كه به نظر مي رسد در سالهاي اخير مورد بي توجهي قرار گرفته اين بود كه بانك مركزي در واقع يك بانك نيست و كار كرد آن با بانكهاي تجاري بسيار متفاوت است. بانك مركزي يك نهاد سياست گذاري واجراي سياست هاي پولي و ارزی است. بنا براين صرف تجربه كار بانكي نمي تواند براي داشتن يك رئيس كل بانك مركزي كافي باشد و مهارتهای خاص این زمینه نیز ضرورت می یابد. 

 

Comments