عربستان در جدال اقتصادى

عربستان در جدال اقتصادى

دهم بهمن ماه ١٣٩٤
ماه ژانويه ٢٠١٦ بد ترين ماه بازار بورس نيويورك از سال ٢٠١٠ تاكنون تلقى مى شود، چه از لحاظ تنزل شاخص هاى بورس و چه از نظر ميزان نوسان در قيمت ها. در روز جمعه ١٥ ژانويه ٢٠١٦ (٢٥ ديماه ١٣٩٤)شاخص داو جونز ٣٩١ واحد تنزل يافت و دو شاخص مهم ديگر بازار سهام بيش ازدو درصد كاهش يافتند.
 از سال ٢٠١٥ تنزل قيمت نفت به صورت منظم بازار هاى بورس آمريكا را تحت تاثير قرار داده است. با توجه به اين كه در سال هاى قبل به نظر مى رسيد كاهش قيمت نفت، به دليل كاهش هزينه انرژى، اثر اقتصادى مثبتى را براى اين كشور در پى داشت باشد، همرا كاهش قيمت نفت در بازار هاى جهانى، شاخص هاى بورس نيز از افزايش برخورد دار مى شد. اما اين تاثير پذيرى از سال ٢٠١٤ به صورت معكوس بوده و تداوم آن اسباب شگفتى تحليل گران را فراهم آورده است. در اين مورد قبلا نيز در همين سايت مطالبى نوشته شد. 

ترديدى وجود ندارد كه كاهش قيمت نفت در يكى دو سال اخير از بالاتر از صد دلار به زير سى دلار،از جمله به سياست هاى توليد نفت عربستان مربوط مى شود. ابتدا تصور مى شد كه  اقدام عربستان در افزايش توليد و كاهش قيمت نفت، از يك طرف براى ضربه زدن به توليد كنندگان آمريكايى است كه از طريق فن آورى موسوم به فراكينگ، با هزينه بالا و از طريق تزريق بخار آب داغ، نفت هاى موجود در شكاف هاى صخره هاى اعماق زمين را استخراج مى كنند. و از طرف ديگر هدف اين اقدام عربستان ايجاد فشار مضاعف بر اقتصاد تحت تحريم ايران بود. اما با تزلزل غير منتظره كل بازار مالى آمريكا، پيرو هر مورد كاهش قيمت نفت، به تدريج به نظر مى رسد كه اين بازار در واقع در گرو چگونگى تغيير قيمت نفت است و باز به نظر مى رسد عربستان با آگاهى از اين ارتباط قصد آن را دارد كه از اين حربه فشار بر عليه آمريكا نيز استفاده كند. اين مطلب در هفته آخر ماه ژانويه بيشتر نمايان شد. به اين ترتيب كه مشخص گرديد صندوق هاى ذخيره حكومت هاى عربى به ناگاه حجم هاى قابل ملاحظه از سهام بازار هاى آمريكا را كه در بدره خود داشتند به بازار عرضه كرده اند، كه منجر به زنجيره عرضه از طرف كار گزارانى شد كه بر اساس الگو هاى كامپيوترى به عكس العمل مى پر دازند. اين رويكرد شاخص هاى بورس نيويورك را به نحو قابل ملاحظه اى متزلزل كرد. اين تنزل قيمت سهام، بيش از آنچيزى بود كه مى توانست از شرايط نا مناسب اقتصاد چين و تاثير آن بر اقتصاد آمريكا حاصل شود. چه اين كه شرايط نامناسبى كه هم اكنون اقتصاد چين با آن رو برو است، و موجب نگرانى بازار هاى مالى جهان شده، بايستى خود را در بازار هاى مالى اروپا نيز نشان مى داد در صورتى كه رويكرد هاى اخير بى ثباتى بازار بورس، ابتدا و به شدت بيشتر در بازار مالى آمريكا رو نمايى مى كند. 

اين موضع گيرى عربستان در مورد آمريكا به عوامل پشت پرده اى مربوط مى شود كه عمدتا از زمان شروع دومين دوره دولت آقاى اوباما پيگيرى شده است. يعنى فشار از طرف آمريكا به عربستان در ارتباط با روش هايى كه جزيى از شخصيت و موجوديت حكومت سعودى است. براى مثال وابستگى به مذهب وهابى و شاخه هاى آن مانند سلفى گرايى و تجلى عملى آن در شمايل طالبان و داعش و مانند آن كه از شرق آسيا تا سواحل مديترانه و كشور هاى آفريقايى، عامل آشوب خشونت بار شده و آثار آن به صورت فعاليت هاى تروريستى در اروپا و آمريكا و سيل غمبار و تاسف آور و تراژيك فراريان به سوى سواحل اروپا متجلى است.

شاه جديد عربستان ملك سلمان در بهمن ماه ١٣٩٣، پس از مرگ ملك عبدالله به سلطنت رسيد. گفته مى شود كه با توجه به سن بالاى ٨٠ سال شاه جديد، امور حكومت به دست محمد بن سلمان افتاده است كه حدود سى سال سن دارد و از رده هاى پايين صف شاهزادگان، به كمك پدر و بر خلاف سنت هاى مرسوم آنان، بر كشيده شده است(همين امر در داخل خاندان پنج هزار نفرى شاهزادگان آل سعود نيز تنش هاى جدى را ايجاد كرده است). اين كه محمد بن سلمان كه امروزه همه كاره عربستان است، داراى روحيه اى تهاجمى است از اقدامات او در حمله نظامى بى رحمانه به يمن و بمباران شهر هاى اين كشور، از اسفند ماه ١٣٩٣ و ساير موارد و از جمله پيگيرى جنگ اقتصادى از طريق نفت و بازار هاى مالى، مشخص مى شود. ليكن اين روحيه تهاجمى از طرفى نشان دهنده بيم و نگرانى از عاقبت كار آل سعود نيز هست. يعنى نوع حكومت و روش و منش قبيله اى، مطلقه و واپس گرايى كه روزگار آن و امكان جور آمدن آن با دنياى امروز،  مدت طولانى است كه سپرى شده است و نا كار آيى ذاتى آن در داخل عربستان نيز مشهود است. ملك سلمان در زمان تصدى به سلطنت مبلغ حدود سى ميليارد دلار پول بين مردم و كارمندن دولتى (معادل دو ماه حقوق) توزيع كرد و شركت هاى خارجى را نيز مجبور كرد كه رقم هاى مشابه دريافتى كارمندان دولت، به كار كنان سعودى خود بپردازند. معمولا پخش پول بين مرم براى كسب مقبوليت خبر خوشى از وضعيت درونى نظام ها نيست. 

اين نكته كه اخيرا توسط برخى تحليل گران از جمله جك استرا وزير خارجه اسبق انگلستان مطرح شد، مبنى بر اين كه استراتژى اوباما در نزديكى با ايران در جهت حفظ تعادل در منطقه در برابر عربستان است ، ظاهرا مدت ها است كه براى عربستان آشكار بوده است. ليكن بايد ديد در گيرى در يك جنگ اقتصادى پنهان براى حفظ جايگاه عربستان در منطقه و جايگاه آل سعود در عربستان دست آوردى براى آل سعود به همراه خواهد داشت يا ورود به يك بازى خطر ناك  تلقى خواهد شد؟ 

Comments