گری بکر

پیرامون اهمیت برنامه پژوهشی پروفسور گری بکر

محمد طبیبیان

 

این مطلب در شماره 21 هفته نامه تجارت فردا،18 آذر 1391، چاپ شده است.

 

هفته نامه وزین تجارت فردا این وظیفه را به عهده من قرار داده اند که چند سطر در مورد کار پروفسور گری بکر اقتصاد دان برنده جایزه نوبل بنویسم. در مورد کار های ایشان مطالب و کتابهای متعدد نوشته شده و جمعبندی من بسیار ناقابل خواهد بود. خصوصاً که در همین شماره مطالب دیگری نیز در این مورد درج شده و لازم است از دوباره کاری اجتناب شود. به همین دلیل نیز به جای آن در مورد تاثیری که دست آوردهای ایشان بر تغییر ذهنیت اینجانب داشته است چند خط می نویسم.

در ابتدا بایستی یاد آور شوم که پروفسور گری بکر یکی از تاثیر گذارترین اقتصاددانان  قرن بیستم است و بر نامه تحقیقی که او پایه گذاری کرد هنوز به عنوان یک بر نامه تحقیق و پژوهش فعال و تاثیر گذار در اقتصاد پا بر جا و کما کان بسیاری از پژوهش های اقتصادی در قرن بیست و یکم را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. کار او از این نظر دارای اهمیت مضاعف است که نه تنها رشته اقتصاد بلکه رشته های مختلف علوم اجتماعی و برخی رشته های سایر علوم مانند زیست شناسی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. 

 

همیشه در حیطه اقتصاد و سایر علوم اجتماعی پرسش هائی مطرح بوده که از نظر روشنفکری و از نظر سیاست گذاری و درک شرایط و روزگار انسانها و یافتن را حل برای آنها مورد توجه اندیشمندان بوده است. همیشه در طی تاریخ در مورد مسائلی مانند جرم و جنایت و درک انگیزه های کسانی که به آن مرتکب شده اند صحبت شده است. چگونگی سنجش متغییر هائی که در سطح تصمیم گیری کسانی که در آستانه ارتکاب این اقدامات هستند، یک معمای بی پاسخ بوده است.  برای سالها جامعه شناسان و جمعیت شناسان در مورد این پرسشها کتابها و مقالات بی شمار نوشته اند که چگونه خانوار ها در مورد تعداد کودکان خود تصمیم می گیرند؟ آیا به طور متوسط خانوار های با در آمد بالا تمایل به تعداد بیشتری اولاد دارند یا به تعداد کمتر؟ بسیاری از بررسی های آماری در این مورد نیز نتایج متناقضی بدست می داده است. مطالعات آماری وجود دارد که این رابطه را مثبت نشان داده اند و نتایج آماری که این رابطه را منفی بدست داده اند. عوامل موثر بر تصمیم خانوار در تعیین تعداد اولاد در رشد یا کاهش جمعیت یک کشور موثر است. هم اکنون در کشور ما مسئله کاهش رشد جمعیت مطرح است و ظاهراً فعالیت پژوهشی چندانی انجام نشده و برنامه بهداشت  خانواده را برای این پدیده موثر می دانند و حذف آن را برای تغییر این روند کار ساز می شمرند. در صورتی که ممکن است تا چند سال دیگر مشخص شود که چنین نیست.

در مورد اینکه عوامل تاثیر گذار بر تشکیل خانواده و ازدواج و طلاق کدام هستند و اینکه در هر جامعه اثر عوامل مختلف بر این تصمیم گیری ها چگونه است، بحث های بسیاری مطرح شده است. عوامل اقتصادی مربوط به مشارکت مردم در نهاد های مذهبی چه کار کرد هائی دارند؟ همچنین عوامل تاثیر گذار بر مشارکت زنان در بازار کار کدام هستند و تاثیر ای عوامل در تصمیم گیری برای مشارکت چگونه است؟  برنامه های رفاهی و سوبسیید ها چگونه بر انگیزه مشارکت در بازار کار  موثر است و هزینه های اجتماعی اینگونه پرداخت ها چه میزان است وراههای کاهش آنها کدامند؟ تخصیص منابع در خانواده چگونه انجام می شود و چرا در خانوار های فقیر ممکن است برخی اعضاء خانوار نسبت به دیگران از سوء تغذیه بیشتری رنج ببرند؟ فهرست پرسشها و مسائل جالب و با اهمیتی که می توانسته است مطرح شود بسیار طولانی است. فهرست کتابها و مقالاتی که قبل از کار پروفسور بکر در این مورد نوشته شده نیز بسیار حجیم است، لیکن اولین فردی که این مسائل را در یک چار چوب نظریه اقتصادی قرار داد و بر بسیار از مطالب بحث انگیز و تناقص ها پایان داد کار های گری بکر بود. دست آورد او در بین اقتصاد دانان سریع تر از بسیاری از دست آورد های سایر اقتصاد دانان ،که کار های بدیع و نو انجام دادند، اشاعه یافت. چرا که آمادگی قبلی قابل ملاحظه ای وجود داشت هم به دلیل اهمیت مسائل مطرح شده و هم به دلیل سردر گمی در درک این مسائل.

 

اولین کار های او بر مطالعه اقتصاد تبعیض استوار بود. مسئله ای که در بسیاری از جوامع و از جمله کشور آمریکا معضل اجتماعی مهمی بوده است. به همین ترتیب نقش او در معرفی مفهوم سر مایه انسانی و قرار دادن آن در یک چارپوب نظری قابل ذکر است. از کار های مهم او تدوین اقتصاد جدید خانوار بود که بسیاری از مطالبی که قبلا به آن اشاره شد مانند زاد و لد و عرضه نیروی کار و مانند آن را در مقابل اقتصاد دانان قراد داد. امروزه نو آوری های نظری و اقتصاد سنجی که از کار او ناشی شد شامل رشته های مختلف تحقیق می شود و هر روز نتیاج جدیدری از کار محققین مختلف در این زمینه ها بدست داده می شود که پیگیری کافی اینگونه فعالیت نیز از عهده یک نفر خارج است.

 

آشنائی من با کار ایشان از دوران دانشجوئی در دوره دکترا شروع شد. من تا قبل از آن در پروژه های تحقیقاتی مختلفی در کشور و دانشگاه کار کرده بودم که اکثر این کار ها تحت مدیریت اساتید جامعه شناسی انجام می شد. ما برای جمع آوری اطلاعات به مناطق قبائل کوچ نشین فارس و روستاهای مختلف مسافرت می کردیم و اساتید ما که در آن زمان در امور پژوهشی میدانی بیش از اساتید امروز فعال بودند، پرسشنامه های استانداردی را طراحی کرده و از گروهی دانشجوی کارشناسی ارشد  انتظار داشتند که با مصاحبه با خانوار های عشایری و روستائی این پرسشنامه ها را تکمیل کنیم. این پرسشنامه ها ازجمله مربوط به اقتصاد خانوار، تولید و مصرف در سطح خانوار، مطالب مربوط به زادو ولد و مهاجرت بود. پس از تکمیل این  پرسشنامه ها بایستی نتایج را استخراج و به صورت آماری ارزیابی می کردیم. این دوران برای من بسیار از لحاظ دیگری آموزنده بود، لیکن به نظر من ضعف یک چار چوب تئوری منسجم و ساز گار یک مانع اساسی این پژوهش ها به شمار می رفت. حاصل زحمت و مرارتهائی که رفت و آمد و ماندن و جمع آوری داده ها از مناطقی که در آن زمان به زحمت در دسترس بود و دردسر های شبانه روزی استخراج نتایج از کامپیوتر های نسلهای اولیه که یک سالن بزرگ را اشغال می کرد، لیکن توان یک لپ تاپ ناچیر امروزی را نداشت و برای تغذیه داده ها بایستی هرسطر از داده ها بر روی یک کارت منگنه می شد... تمام این زحمات به نظر من می رسید، که در غیاب یک چارچوب نظری منسجم، فقط تعدادی جدول و پارامتر آماری و اقتصاد سنجی بدست می دهد که تفسیر آن در هر جهتی می توانست عملی شود. این ضعف در شیوه کار، برای من از تجربه نزدیک قابل لمس و درک بود و به دلیل مرارت های انجام آن، در ذهن من پایدار شده بود.

بعد از شروع دوره دکترا، در کلاس پروفسورگِرِگ لوئیس که خود استاد پروفسور بکر در زمان دانشجوئی ایشان بود، به دلیل آن ذهنیت قبلی، چشم من به روی دریچه جدیدی باز شد، بسیار روشنگر. زیرا کار های ایشان چگونگی تنظیم چارچوب نظری برای انجام پژوهش در این موارد را بر روی ذهن من باز کرد. این دست آورد ها تا آنجا که در آن زمان و سالهای بعد از آن در توان درک من بوده است بسیار کار ساز بود.  این دست آورد ها، برای سالها چه در زمینه پژوهش های شخصی و چه در سرپرستی  ده ها پایان نامه دوره بعد از لیسانس که سرپرستی کردم برای من و دانشجویان آموزنده بود. از همه مهمتر این دانش در شکل دهی به بینش ذهنی و تئوری به من کمک کرد تا جهان را بهتر بشناسم. به همین دلیل خود را مدیون کار و دست آورد ذهن پر توان این انسان با ارزش می دانسته ام.