واژگان فارسی


به نام خداوند جان و خرد

 

فراخوان پیشنهاد معادل فارسی برای واژگان جدیدتر اقتصادی

 


محمد طبیبیان

 

8 اسفند ماه 1392

هر روزه با پیشرفت رشته اقتصاد واژگان جدیدی در این رشته مطرح می شود و اقتصاد دانان و دانشجویان اقتصاد در داخل کشور پیوسته بایستی برای این واژگان معادل فارسی بیابند. این کار توسط بسیاری به صورت منزوی انجام می شود و چه بسا همکاران از نتیجه فعالیت یکدیگر بی اطلاع بوده و هر کدام برای یک واژه خاص انگلیسی واژگان فارسی متفاوتی به کار می برند که پس از مدتی به جز ایجاد سردر گمی در بین دانشپژوهان نتیجه ای نخواهد داشت. در ادامه این صفحه متن فرا خوانی برای هم فکری و تبادل نظر مطرح، و همچنین تعدای از واژگان با کار برد جدید پیشنهاد شده است. از همکاران دعوت می شود در این کار مشارکت کنند تا در جهت خدمت به اشاعه علم اقتصاد در کشور قدمی مشترک به پیش بر داریم.

 

در سال های 1380 یک مجموعه از افراد شامل شادروان دکتر منوچهر فرهنگ، آقای دکتر حسین وحیدی، آقای دکتر کتابی و اینجانب تصمیم گرفتیم که برای برخی از واژگان جدیدی که در متون اقتصادی مطرح می شود معادل فارسی مناسبی بیابیم. به همین دلیل نیز جلسات منظمی در محل موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه با شرکت همین گروه تشکیل شد و برای برخی از واژگانی که جدیداً مطرح می شد و یا برخی از واژگان قدیمی که به نظر می رسید معادل فارسی آن ها چندان مناسب نبود، معادل های فارسی پیشنهاد شود. دلیل این امر نیز احساس نیاز شخصی هر کدام از ما و سایر همکارانی بود که در کار ترجمه و تالیف فعال بودند.

 

شادروان دکتر فرهنگ بهترین فرهنگ واژگان اقتصادی را طی ده ها سال تهییه کرده بود و این فرهنگ به دفعات به چاپ رسیده و هنوز نیز بهترین فرهنگ واژگان اقتصادی محسوب می شود. به همین دلیل نیز هدف گروه فوق تهییه یک فرهنگ جدید نبود، بلکه هدف محدود تر ما یافتن معادل برای واژگان معدودی که هر کدام از ما با آن برخودر کرده بودیم یا توسط همکاران  مطرح می شد، بود.

 

این کار بسیار وقت گیر و نیازمند مراجعه به منابع مختلف و ساعت ها بحث پیرامون مناسب بودن واژگان پیشنهادی و مقایسه نامزدهای مختلف بود. برای سازمان دهی مناسب کار چند اصل مورد توجه و توافق قرار گرفت، شامل:

الف. برای هر واژه انگلیسی یک واژه فارسی انتخاب شود. به این معنی که ملاحظه می شود در بسیاری از ترجمه ها برای یک واژه انگلیسی یک جمله به کار می رود. مثلاً برای واژه solvent   به جای یک کلمه از عبارت" کسی که می تواند بدهی خود را بدهد " استفاده می شود. بنا بر این به عنوان اولین اصل سعی می شد از این کار اجتناب شده و برای هر واژه حتی الامکان یک واژه ساده بکار رود.

ب- واژه مناسب فارسی در واقع همان مفهوم مورد نظر از واژه انگلیسی را در بر داشته باشد. چه اینکه ملاحظه می شد برخی واژگان معادل همان مفهوم واژه انگلیسی را در متون اقتصادی در بر ندارد.

ج- برای هر واژه یک معادل فارسی متمایز به کار رود به نحوی که یک واژه فارسی برای چند واژه انگلیسی استفاده نشود.

د. به همان نحو که در زبان انگلیسی بسیاری از واژگان جدید علمی را از یک ذخیره زبان مرده یعنی لاتین استخراج می کنند مانیز در صورت امکان از زبان های نزدیک به فارسی مانند پهلوی و سغدی برای برخی از واژگان معادل بیابیم چون این معادل ها برای گوینده ایرانی آشنا و قابل درک است. برای مثال برای risk می توان از واژه ورتک یا ورته استفاده کرد. به این نحو می توان به غنای واژگان افزود.

 

با توجه به این مبانی حدود دویست واژه و معادل آن ها تهییه شد که توسط موسسه عالی پژوهش و برنامه ریزی به صوررت یک جزوه کوچک تکثیر شد.

بسیاری از واژگان زیر از همان مجموعه انتخاب شده است و برخی نیز واژگانی است که بوسیله اینجانب در تالیف ها و نوشته های مختلف و بر حسب ضرورت به کار رفته است.

 

با توجه به اینکه به صورت روزمره واژگان جدید در متون علمی اقتصاد مطرح می شود یافتن معادل های جدید توسط همکاران به صورت مرتب انجام می گیرد. لیکن این اقدامات به صورت پراکنده و جدا گانه انجام می شود و افراد از کار یکدیگر بی خبر می مانند. به همین دلیل نیز مفید خواهد بود اگر اقتصاد دانان ایرانی معادل های جدیدی که برای واژگان اقتصادی می یابند را با یکدیگر به اشتراک گذارند تا از دوباره کاری و به کار بردن واژگانی متفاوت که برای دانشجویان ابهام و سر درگمی ایجاد می کند جلو گیری شود.

 

بر اساس همین هدف از همکاران گرانقدر دعوت می شود که واژگان پیشنهادی خود را در هر رشته از اقتصاد به آدرس ای میل اینجانب ارسال دارند تا به نام خود این عزیران در این سایت مطرح شود. طبعا این فرصتی است که همگی از دیدگاه سایر همکاران نیز بهرهمند شده و با تبادل نظر از طریق شبکه اینترنت همان کاری که گروه فوق الذکر انجام می دادند را در سطح وسیع تری به انجام رسانیم. به امید توفیق همگی محمد طبیبیان

آدرس تماس اینترنتی

 tabibian@mtabibian.com


     با قدر دانی از استاد ارجمند آقای دکتر ابولقاسم هاشمی. ایشان فهرست جامعی از واژگان تجارت و اقتصاد بین الملل را پیشنهاد کرده اند که در اینجا می توانید ببینید.


 فهرستی از واژگان دارای کار برد جدیدتر در اقتصاد و معادل فارسی پیشنهادی برای آن ها

 (توضیح: پیشنهاد واژه به معنی این نیست که الزاماً فرد یا گروه نام برده شده اولین مطرح کننده این کار برد بوده اند، بلکه بیشتر نشان دهنده تائید معادل و یا استفاده قبلی از این واژه است)

 

زمینه کار برد تخصصی

واژه انگلیسی

واژه فارسی پیشنهادی

توضیح

پیشنهاد

1

 

Accountability

حساب پذیری

 

طبیبیان

2

اقتصاد بیمه گری

actuarially fair

منصفانه بر اساس بیمه سنجی

 

طبیبیان

3

اقتصاد بیمه گری

actuary

بیمه سنجی، بیمه سنج

 

طبیبیان

4

اقتصاد خرد

adding up condition

شرط جمعبندی

 

گروه دکتر فرهنگ

5

اقتصاد اطلاعات

adverse selection

کژ گزینی

بعضاً برای این عبارت ترجمه تحت الفظی" انتخاب معکوس" به کار رفته که مناسب نیست. در اقتصاد این عبارت به عنوان اطلاعات پنهان بک عامل که از طرف دیگر معامله پنهان نگه داشته می شود(مانند دارنده اتومبیل معیوب) و این عدم تقارن اطلاعات بر رفاه طرف دیگری اثر نا مطلوب اعمال می کند، استفاه می شود.  بنا بر این "کژ گزینی" رسا تر است.

گروه دکتر فرهنگ

6

اقتصاد اطلاعات

agent

کار گذار

 

گروه دکتر فرهنگ

7

 

aggregation

برهم افزائی

 

گروه دکتر فرهنگ

8

 

algorithm

خوارزمیک، الگوریتم

کلمه الگوریتم خود از نام الخوارزمی وارد زبان های اروپائی شده است 

گروه دکتر فرهنگ

9

 

allowance

مقرری، مستمری

 

گروه دکتر فرهنگ

10

 

anarchy

بیدولتی

 

گروه دکتر فرهنگ

11

 

animal spirit

شّم حیوانی

 

گروه دکتر فرهنگ

12

 

appreciation

بهافزونی

 

طبیبیان

13

 

approach

رهیافت

 

گروه دکتر فرهنگ

14

اقتصاد مالی

arbitrage

بهاورزی

 

گروه دکتر فرهنگ

15

 

aspirations

تمنیات، آمال

 

گروه دکتر فرهنگ

16

اقتصاد مالی

Asset

داراک

بعضا واژه "دارائی" به کار می رود. در لغتنامه دهخدا واژه دارائی برای مکنت به کار می رود و داراک به معنی آنچه دارند. در مباحثی که آنچه یک فرد یا شرکت دارد مورد نظر است کلمه داراک مناسب تر می نماید

طبیبیان

17

 

assignment problem

مسئله انتصاب

 

گروه دکتر فرهنگ

18

 

assumption

فرض،  پنداشت

 

گروه دکتر فرهنگ

19

 

asymmetric information

اطلاعات نا متقارن

 

گروه دکتر فرهنگ

20

 

atomistic competition

رقابت ذره ای

 

گروه دکتر فرهنگ

21

اقتصاد خرد- نظریه عادل عمومی

auctioneer

حراجکار

 

طبیبیان

22

روش شناسی

Auxiliary hypothesis

فرضیه کمکی

 

طبیبیان

23

 

axiom

بن داشت، اصول بدیهی

 

 

24

 

bandwagon effect

اثر همرنگی با جماعت

 

گروه دکتر فرهنگ

25

 

bid

پیشنهاد قیمت، پیشنهاد بها

 

گروه دکتر فرهنگ

26

 

bifurcation hypothesis

فرض دوشاخگی

 

گروه دکتر فرهنگ

27

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

binding constraint

قید موثر

 

گروه دکتر فرهنگ

28

روش شناسی

bold conjecture

گمانه متهورانه

 

طبیبیان

29

آمار، اقتصاد سنجی

boots trapping

نمونه گیری مکرر، پاشنه گری داده ها

منظور گرفتن نمونه های مکرر از یک تعداد داده برای تخمین پارامتر مورد نظر به دفعات زیاد جهت یافتن توزیع عددی برای آن پارامتر است. در لغت نیز به زائده ای گفته می شود که بر روی پاشنه کفش و چکمه دوخته می شود برای سادگی برکشیدن آن بر پا

 

30

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

border

مرز

 

گروه دکتر فرهنگ

31

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

boundary

کرانه

 

طبیبیان

32

اقتصاد خرد، اقتصاد ریاضی

boundary conditions

شرایط کرانه ای

 

طبیبیان

33

اقتصاد بخش عمومی

budget

بنیچه، دیوان

 

گروه دکتر فرهنگ

34

اقتصاد مالی

call option

اختیار فراخواهی

 

طبیبیان

35

اقتصاد مالی

capital adequacy

بسندگی سرمایه، کفایت سرمایه

 

گروه دکتر فرهنگ

36

اقتصاد مالی

capital gains

دست آورد سرمایه، باز آورد سرمایه

 

طبیبیان

37

اقتصاد خرد، سازماندهی صنعتی

Cartel

تبانه

در لغت به معنی زیرک شدن است. همچنین به تبانی نیز به صورت لفظ نزدیک بوده و می تواند برای کارتل که تبانی برای منافع گروهی است بکار رود

طبیبیان

38

 

caveat emptor

واگذاری مسئولیت معامله به خریدار

 

گروه دکتر فرهنگ

39

 

chaos

هبا،  نارازمندی

معادل هبا برای chaos توسط مرحوم فروغی بکار رفته است

طبیبیان

40

اقتصاد بخش عمومی

club goods

کالای باشگاهی

 

طبیبیان

41

 

coalition

تبانی

 

 

42

 

coefficient

همگر، ضریب

 

طبیبیان

43

روش شناسی

cognitive dissonance

شرمگینی ادراکی

 

طبیبیان

44

قتصاد بخش عمومی

common goods

کالای عامه، کالای مشاع، کلای مشترک

 

طبیبیان

45

اقتصاد خرد، اقتصاد ریاصی

complete preordering

پیش ترتیب کامل

 

طبیبیان

46

اقتصاد خرد، اقتصاد ریاصی

completeness

تکمیل بودن

 

طبیبیان

47

روش شناسی

confirmation

تثبیت، تائید، ارج پذیری

 

طبیبیان

48

روش شناسی

conjecture

گمانه

 

طبیبیان

49

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

constraint  minimum

کمینه مقید

 

گروه دکتر فرهنگ

50

اقتصاد خرد

contestable   market

بازار منازع پذیر

 

گروه دکتر فرهنگ

51

 

contingent  market

بازار شرطی

 

گروه دکتر فرهنگ

52

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

cooperative game

هماوردی تعاونی، هماوردی سازوار

 

طبیبیان

53

اقتصاد خرد و نظریه هماوردی(بازی ها)

core

کانون

 

طبیبیان

54

اقتصاد خرد، اقتصاد ریاضی

corner solution

حل گوشه ای

 

طبیبیان

55

 

Correspondent account

حساب بانکی واسط

مشابه pay-through account

طبیبیان

56

روش شناسی

corroboration

تصدیق

 

طبیبیان

57

 

cost effectiveness

اثر کذاری هزینه

 

گروه دکتر فرهنگ

58

 

cost plus pricing

قیمتگذاری افزون بر هزینه

 

گروه دکتر فرهنگ

59

روش شناسی

counter instance

مورد ناهمخوان

 

طبیبیان

60

 

credibility

درجه معتبر بودن

 

گروه دکتر فرهنگ

61

 

credible

معتبر

 

گروه دکتر فرهنگ

62

 

crowding in

به میدان کشیدن

 

 

63

 

crowding out

از میدان بدر کردن

 

طبیبیان

64

 

dead weight loss

هزینه سوخته، هزینه مرده

 

طبیبیان

65

 

deflation

انقباض

 

گروه دکتر فرهنگ

66

 

demarcation

تمایز قائل شدن، خط تمایز

 

طبیبیان

67

روش شناسی

demarcation criteria

ضابطه تعیین مرز

 

 

68

 

depleteable resource

منابع تمام شدنی

 

گروه دکتر فرهنگ

69

 

deregulation

مقررات کاهی

 

طبیبیان

70

اقتصاد مالی

derivatives

مشتقات

 

 

71

 

desired capital stock

ذخائر سرمایه دلخواه-

 

 

72

اقتصاد کلان

devaluation

تضعیف پول، ارزش کاهی

 

گروه دکتر فرهنگ

73

 اقتصاد بخش عمومی

discretionary spending

هزینه استصوابی

 

طبیبیان

74

 

diseconomy

صرفه کاهی صرفه کاستی

 

گروه دکتر فرهنگ

75

 

dishoarding

وا انباری

 

گروه دکتر فرهنگ

76

 

disincentive

پادانگیزه، پد انگیره

 

طبیبیان

77

 

disinflation

تورم زدائی

 

گروه دکتر فرهنگ

78

 

disinvestment

سرمایه بر داری

 

گروه دکتر فرهنگ

79

 

dissaving

 پس انداز زدائی

 

طبیبیان

80

 

distorted price

قیمت مخدوش

 

طبیبیان

81

 

distribution

توزیع-پاشینه

پاشینه اقتباس از ریشه سغدی

طبیبیان

82

 

divestment

واستانش سرمایه

 

طبیبیان

83

 

dominant strategy

رویکرد فرادست

 

طبیبیان

84

 

dominated strategy

رویکرد فرو دست

 

طبیبیان

85

 

dual

دوگان

 

 

86

بانکداری

due diligence

واجد وجوب شرایط (برای معامله)

 

طبیبیان

87

 

dumping

قیمت شکنی

 

گروه دکتر فرهنگ

88

بانکداری، بازار های مالی

duration

دیرش

 

 

89

 

dynamic

پویائی

 

 

90

روش شناسی

empiricism

مکتب آزمون گرائی

 

طبیبیان

91

 

endowment

موهبت

 

 

92

 

enjoyment

برخورداری

 

گروه دکتر فرهنگ

93

 

equality

برابری

 

 

94

اقتصاد بخش عمومی و توزیع در آمد

equity

برابرانگاری

معمولاً برای این واژه و واژه equality معادل برابری به کار می رود در صورتی که دو مفهوم مختلف هستند

طبیبیان

95

اقتصاد مالی

equity

آورده صاحب سهام، خالص دارائی صاحب سهام، مایملک

 

 

96

 

ex-ante

ناظر به آینده

 

گروه دکتر فرهنگ

97

 

externality

آثار برون ریز

 

طبیبیان

98

 

extrapolation

برون یابی

 

گروه دکتر فرهنگ

99

 

fairness

انصاف

 

گروه دکتر فرهنگ

100

روش شناسی

falsifications

ابطال گرائی

 

 

101

 

finite

متناهی

 

گروه دکتر فرهنگ

102

بانکدری

foreclosure

تصرف ملک در گرو راهن

 

طبیبیان

103

 

forward market

بازار پیشانه

معمولا برای forward market و futures market یک معادل فارسی به کار می رود که مناسب نیست چون این ها دو مفهوم مختلف هستند

طبیبیان

104

 

free disposal

دورریز بدون هزینه

 

طبیبیان

105

 

free rider

طفیلی

 

طبیبیان

106

 

freedom

آزادی

برای  freedom وliberty یک معنی یعنی آزادی به کار می رود که بهتر است برای این دو کلمه دو معنی متفاوت به کار رود.

طبیبیان

107

 

futures market

بازار آتی

معمولا برای forward market و futures market یک معادل فارسی به کار می رود که مناسب نیست چون این ها دو مفهوم مختلف هستند

طبیبیان

108

 

game theory

نظریه هماوردی

در کار برد جاری برای game theory معادل نظریه بازی ها به کار می رود. این ترجمه مناسب نیست زیرا بازی ترجمه واژه play است. در انگلیسی game به معنی شکار نیز به کار می رود و برای بازی های دارای معارضه مانند فوتبال و شطرنج به کار می رود. به همین دلیل نیز واژه هماوردی مناسبتر به نظر می رسد.

گروه دکتر فرهنگ

109

اقتصاد بخش عمومی

good governance

حکم روائی خوب

 

طبیبیان

110

اقتصاد بخش عمومی

governance

حکم روائی

برای این واژه معادل حکومت کردن یا حکومت گری بکار می رود در صورتی که حکومت ترجمه government است

طبیبیان

111

روش شناسی

heuristic

قاعده سر انگشتی

 

طبیبیان

112

 

hoarding

پنهان انباری-احتکار

 

گروه دکتر فرهنگ

113

 

hypothesis

بر انگاشت- فرضیه

 

گروه دکتر فرهنگ

114

روش شناسی

hypothetic-deductive

فرضیه-استقراء، فرضیه -استنتاج

 

طبیبیان

115

 

infinite

نامتناهی

 

گروه دکتر فرهنگ

116

 

inflection point

زیوار، نقطه زیوار

 

طبیبیان

117

اقتصاد خرد

input requirement set

مجموعه نهاده های لازم

 

طبیبیان

118

 

intertemporal

بین زمانی

 

طبیبیان

119

 

interval

پاسات

 

طبیبیان

120

روش شناسی

intuition

برداشت ذهنی

 

طبیبیان

121

اقتصاد خرد

isocost

منحنی هزینه یکسان

 

طبیبیان

122

اقتصاد خرد

isoquant

منحنی تولید یکسان، منحنی مقدار یکسان

 

طبیبیان

123

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

kernel

مَغزه تبانی

 

طبیبیان

124

 

liberty

رستگی-آزادکامی

برای  freedom وliberty یک معنی یعنی آزادی به کار می رود که بهتر است برای این دو کلمه دو معنی متفاوت به کار رود.

طبیبیان

125

روش شناسی

logical

منطقی

 

طبیبیان

126

روش شناسی

logical positivism

اثبات گرائی منطقی

مکتبی که تنها ماخذ قابل اعماد دانش را نتایج حاصل از منطق، ریاضی و یا مشاهده ، آزمون و تجربه می داند.

طبیبیان

127

 

lottery

بخت آزمائی

 

گروه دکتر فرهنگ

128

 

lump sum

پرداخت یکجا

 

گروه دکتر فرهنگ

129

 

luxury good

کالای تجملی، کالای زیوری

 

گروه دکتر فرهنگ

130

روش شناسی

methodological falsificationism

ابطالگرائی روش شناختی

 

طبیبیان

131

 

misery index

شاخص بی نوائی

 

طبیبیان

132

 

mixed strategy

راهبرد آمیخته

 

طبیبیان

133

 

Model

الگو

 

 

134

 

moral hazard

کژ مَنشی

بعضاً برای این عبارت ترجمه تحت الفظی" مخاطرات اخلاقی" به کار رفته که مناسب نیست. در اقتصاد این عبارت به عنوان عمل پنهان بک عامل که بر رفاه دیگری اثر نا مطلوب اعمال می کند، استفاه می شود و بنا بر این "کژ گزینی" رسا تر است.

گروه دکتر فرهنگ

135

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

non-cooerative game

هماوردی غیر تعاونی، هماوردی معارضه ای، هماوردی ناسازوار

 

طبیبیان

136

روش شناسی

normal science

علم جاری، علم عادی

 

طبیبیان

137

نظریه هماوردی(بازی ها)

nucleolus

کانونک

 

طبیبیان

138

اقتصاد مالی

option

اختیار معامله

 

گروه دکتر فرهنگ

139

 

overvalued

فراارزش گذاری-بیش ارزش نهی-بیشانه ارزش

 

طبیبیان

140

 

paradigm

فرادیدمان

 

طبیبیان

141

 

parameter

برسنج

 

طبیبیان

142

 

partial

بًرخَه ای

 

گروه دکتر فرهنگ

143

 

pattern

گرته

 

گروه دکتر فرهنگ

144

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

pay off

عایدی، دست آورد

برای yield و return و payoff بعضاً معادل فارسی مشابه به کار می رود و بهتر است برای هر یک واژه متفاوتی به کار رود.

طبیبیان

145

 

pay-through account

حساب پرداخت معین

حسابهای بانکی که در مراکز عمده مالی برای بانکهای خارجی باز می کنند و آنها می توانند از طریق یک حساب متمرکز پرداخت و دریافت خود را بر حسب واحد پول کشور میزبان انجام دهند

طبیبیان

146

روش شناسی

positive heuristic

قاعده مثبت نگر

 

طبیبیان

147

روش شناسی

positivism

مکتب اثبات گرائی

 

طبیبیان

148

اقتصاد اطلاعات

principal

کار فرما، پیشکار

 

گروه دکتر فرهنگ

149

 

Private banking accounts

حساب سپرده گذاران عمده

مربوط به شرکتهای مالی، صندوق های سرمایه گذاری و نهاد های مشابه

طبیبیان

150

 

progress

ترقی

 

گروه دکتر فرهنگ

151

 

progression

فرایازی

 

گروه دکتر فرهنگ

152

مالیه عمومی و مالیات

progressive

پیشرو-فرایاز

 

گروه دکتر فرهنگ

153

اقتصاد بخش عمومی

public goods

کالای عمومی

 

طبیبیان

154

اقتصاد خرد

pure exchange economy

اقتصاد صرفا مبادله ای

 

طبیبیان

155

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

pure strategy

راهبرد سره، راهبرد ژاو، راهبرد ساده، راهبرد بی آمیغ

 

طبیبیان

156

اقتصاد مالی

put option

اختیار فرانهی

 

طبیبیان

157

 

random

پَشوار-پاش اَنگار

اقتباس از ریشه سغدی

طیبیان

158

روش شناسی

rational

مستدل

 

طیبیان

159

 

rationality

خرد پذیری، غقلاتیت

 

طیبیان

160

روش شناسی

rationality

متکی بر استدلال

 

طیبیان

161

 

real balances effect

اثر موجودی واقعی، اثر نقدینه واقعی

مربوط به نظریه پیگو که افزایش قیمت ها ارزش دارادنی نقدی خانوار ها را کاهش داده و درنتیجه به کاهش مصرف منجر می شود

 

162

روش شناسی

reason

خرد

 

 

163

 

recession

کساد

 

 

164

 

regressive

فرویازی

 

گروه دکتر فرهنگ

165

بانکداری، بازار های مالی، سازماندهی صنعتی

regulator

مقام ناظر

 

طبیبیان

166

 

relief

امداد

 

گروه دکتر فرهنگ

167

 

rent

بهرینه، بهریجه

 

گروه دکتر فرهنگ

168

 

rent seeking economy

اقتصاد بهرینه جوئی

 

گروه دکتر فرهنگ

169

 

reservation wage

دستمزد آستانه ای

 

طبیبیان

170

اقتصاد، اقتصاد مالی

return

بازگشت سرمایه، بازده

 

طبیبیان

171

اقتصاد خرد

revealed preference

رجحان اظهار شده

 

طبیبیان

172

اقتصاد خرد، اقتصاد مالی

risk

وورتک، ورته

ورتک و ورته اقتباس از ریشه سغدی است. عملا برای کلمه risk در متون از ریسک استفاده می شود که ترجمه نیست. یا از عبارت خطر کرد استفاده می شود که دال بر یک فعل سوم شخص مفرد ماضی است. به همین دلیل هم برای ریسک پذیری یا ریسک گریزی نمی تواند بکار رود. ورتک و یا ورته این ایراد ها را ندارد و به مفهوم ریسک نزدیکتر است.

طبیبیان

173

 

sanitation

پاکیزگی

 

گروه دکتر فرهنگ

174

 

scattered diagram

نمودار پراکنش

 

گروه دکتر فرهنگ

175

 

second best

بهترین دوم-دوم بهترین

 

گروه دکتر فرهنگ

176

 

sery

زنجیره-دنباله

 

گروه دکتر فرهنگ

177

 

set

مجموعه،آماسه،آماسک

 

طبیبیان

178

اقتصاد مالی-اقتصاد کلان

solvency

دارا مندی

 

گروه دکتر فرهنگ

179

 

Standard

استانده

 

 

180

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

strategy

راهبرد

 

گروه دکتر فرهنگ

181

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

sub game

هماوردی فرعی، هماوردی در شاخه فرعی

 

طبیبیان

182

نظریه بازی ها (نظریه هماوردی)

sub game perfection

هماوردی در شاخه فرعی تکامل پذیر

 

طبیبیان

183

 

system

نظام، هَنداد، هَمِستاد

 

طبیبیان

184

اقتصاد تعادل عمومی

tatonnement

حراج چی، حراج کار

 

طبیبیان

185

 

theory

دیدمان

 

گروه دکتر فرهنگ

186

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

trajectory

شوامیز، شوواره

اقتباس از ریشه سغدی-"شو" به معنی "رفتن" و "برو" در فارسی کهن به کار رفته و شو واره همان معنی trajectory که مسیر عبور است را می رساند

طبیبیان

187

اقتصاد خرد و اقتصاد ریاضی

transversality

تقاطع پذیری اریبی

 

گروه دکتر فرهنگ

188

بهینه سازی پویا

transversality condition

شرط بسندگی در افق زمان، شرط بسندگی زمانی

مانند موقوف کردن امکان انباشت قرض بدون سقف در مرحله بهینه کردن مطلوبیت زمان حال در یک افق نا محدود

طبیبیان

189

 

trust fund

صندوق(سرمایه گذاری)امین

بعضاً صندوق امانی بکار رفته است. امان به معنی زنهار به کار رفته. اگر هدف امانتداری است، برای آن نیز واژه اُمان بایستی بکار رود. به نظر می رسد این صندوق ها برای امانت داری نیست بلکه امین سرمایه گذار است برای انجام سرمایه گذاری

 

190

اقتصاد رشد

turnpike theorem

قضیه مسیر کمر بندی

 

طبیبیان

191

 

underinvestment

کم سرمایه گذاری

 

گروه دکتر فرهنگ

192

 

undervalued

فرو ارزش گذاری

 

طبیبیان

193

 

utility

مطلوبیت-هوده مندی

 

گروه دکتر فرهنگ

194

 

variable

شومند

اقتباس از ریشه سغدی

 

195

 

verification

تائید

 

طبیبیان

196

روش شناسی

verificationism

تائید گرائی

زیر مجموعه ای از مکتب اثبات گرائی منطقی است که شرط احراز یقین از طریق تجربه را به تائید از طریق آزمایش تجرببی تخفیف داده است

طبیبیان

197

 

vintage approach

نگرش موسمی، رهیافت موسمی

 

گروه دکتر فرهنگ

198

بانکداری در ارتباط با نشانه گذاری اسکناس و اسناد اینترنتی

watermark

نشانک

 

طبیبیان

198

روش شناسی

wisdom

حکمت

 

طبیبیان

199

اقتصاد مالی

yield

باز آورد

برای yield و return و payoff بعضاً معادل فارسی مشابه به کار می رود و بهتر است برای هر یک واژه متفاوتی به کار رود.

طبیبیان



Comments