اثر یارانه نقدی

مجدداً بحث يارانه نقدي و عواقب آن

 

محمد طبیبیان

 

12 اردیبهشت 1392

اخیراً در آرشیو سایت فرارو مطلبی را دیدم که مر بوط با یک مصاحبه است که در تایخ آبان ماه ١٣٨٨ با يكي از روز نامه ها داشتم(شرق یا همشهری که درست بیاد ندارم). به نظرم رسید بعد از سه سال در مورد مسئله توزیع یارانه مجدد به اختصار نظرم را ارزیابی کنم. و اما ابتدا به نقل همان مطلب سه سال پیش که طرح دولت در مورد یارانه نقدی مطرح بود می پردازم: 

"قضیه یارانه نقدی مرا به یاد داستانی می‌اندازد. سال‌ها پیش که بقایای کشتی غرق شده تایتانیک کشف شد، کاشفان آن تمام اموال موجود در کشتی و همچنین قطعاًتی از خود کشتی را بیرون آوردند و بفروش رساندند. این کشتی عظیم در اولین سفر خود از انگلستان به آمریکا در سال 1912 با کوه یخی برخورد کرد بخشی از بدنه آن شکافت و غرق شد.

 در همان زمان در سال 1985 که کاشفین کشتی، اموال با ارزش آن را به فروش می‌رساندند، یک کاریکاتوریست به شوخی کاریکاتوری کشیده بود گمانم در روزنامه نیویورک‌ تایمز. در این کاریکاتور دو نفر فرد خوش خیال ترسیم شده بودند که یکی به دیگری می‌گفت خوب است ما هم شکاف وسط کشتی را قطعه قطعه کرده و بفروشیم. این یارانه انرژی نیز چیزی جز تصور تقسیم یک شکاف نیست.

 چرا؟ ابتدا زمانی که مسئله حذف یارانه‌ها در دولت اول آقای هاشمی مطرح شد دلیل آن این بود که قیمت حامل‌های انرزی از هزینه فرصت آن بسیار پائین‌تر بوده است و در نتیجه شرکت‌های این بخش(برق، گاز، پالایش...) منابع کافی برای جبران هزینه‌های خود و سرمایه‌گذاری جدید ندارند و امکان سرمایه‌گذاری آنها نیز فقط از طریق سیاست‌های تورمی کسر بودجه مقدور است.

 یک تجلی این مشکل نیز همین واقعیت است که در آن قیمت‌ها ایجاد پالایشگاه جدید مقرون به صرفه نبود و اکنون ما داریم بخش مهمی از نیاز خود به بنزین را وارد می‌کنیم. حذف یارانه‌ها برای جبران این شکاف بود. طی سال‌های اخیر دولت و شاید مجلس نیز بر این باور اشتباه افتاده‌اند که گو‌یا منابعی در این محل نهفته و با شوق و ذوق می‌خواهند بر روی آن دست بگذارند.

 در مورد اثر رفاهی برای کسانی که از این عطیه دولتی قرار است برخوردار شوند، بایستی توجه کرد که به دلیل نا‌کارائی اداری, فساد اداری که ذاتی این گونه اقدامات است, و ضایعات مختلفی که در کارخواهد بود معلوم نیست بسیاری از دریافت‌کنندگان هنگامی که قبض گاز، برق و... خود را نیز دریافت خواهند کرد، چه نظری خواهند داشت.

 البته این یکی از ایراد‌های بسیار متعدد طرح توزیع نقدی یارانه‌ها است. به‌طور خلاصه به نظر من این کار دولت (و مجلس) بسیار خطر‌ناک و با عواقب طولانی مدتی است که زود ظاهر خواهد شد و دیر خواهد پایید."

 اکنون بر اساس تجربه این چند سال چه می توان به مطلب بالا اضافه کرد؟ آن شکاف مذکور بین مردم به صورت پول نقد توزیع شد  و برای پر کردن آن با پول، چند اقدام نیز صورت پذیرفت. سهم تخصیص بودجه های عمرانی کاهش یافت، بخشی از در آمد نفت به امر توزیع پول اختصاص یافت، دولت دست خود را بیش از پیش بر منابع بانکی و بانک مرکزی دراز کرد. نمی توان تمام مشکلات کشور و همه مشکل تورم افسار گسیخته را به گردن این طرح انداخت لیکن به هر حال قیمت حامل های انرژی بالا رفت و تورم بیش از آن بالا رفت و باز بر سر جای اول یا نزدیک به آن هستیم یعنی قیمت های حامل های انرژی هنوز غیر واقعی است! یعنی از لحاظ افزایش کار آئی در تولید و مصرف دست آورد قطعی حاصل نشد.

گرچه من هم از مدافعان سر و سامان دادن به مشکل یارانه ها بوده ام ولی با این سبک و سیاق از اول مخالف بودم و حال نیز با مشاهده شرایط در نتیجه گیری اولیه خودم پایدار هستم.

 برای ارائه یک تصویر واقع بینانه از قضایا به این حالت ها توجه می کنیم: اگر پرداخت یارانه به هر نفر را 45500 تومان در نظر بگیریم(به شرط پرداخت مستمر سالانه، این رقم معادل 2 میلیون و یکصد و هشتاد هزار تومان برای یک خانوار متوسط چهار نفره است). حال اگر شرایط توزیع هزینه خانوار ها را به صورت توزیع بودجه خانوار ها مثلا در سال 1388 در نظر بگیریم، یک تورم 25 درصدی یک ساله سبب می شود که خانوار  ها قدرت خرید بخشی از در آمد های سابق خود را از دست بدهند. مثلا یک خانوار شهری که در دهک دوم قرار می گیرد سالانه 4 میلیون تومان هزینه می کند تورم سالانه 25 درصد قدرت خرید او را معادل 800 هزار تومان کاهش می دهد. برای این خانواده دریافتی خالص از یارانه ها (مبلغ یارانه منهای کاهش ارزش منابع در آمدی خانوار) معادل یک میلیون و چهار صد هزار تومان خواهد بود. این دهک از خانوار ها به این ترتیب به صورت خالص بهرهمند می شوند. اگر همین محاسبه را برای خانوار های سایر دهک ها نیز انجام دهیم، در این شرایط پس از یک سال دههک های 10 و 9 (بالاترین دهک درآمدی ) شهری و دهک 10 در آمدی روستائی زیان می کند و خالص آنچه از دست می دهند بیش از آنی است که به آنها پرداخت می شود. سایر دهک ها منتفع می شوند.

اگر تغییر در ارزش پس انداز های خانوار را نیز به حساب آوریم تصویر کلاً تغییر می کند. فرض کنید خانوار میانه (دهک پنجم) معادل هزینه دو سال خود را برای خرید جهزیه دختر یا خرید مسکن یا اتومبیل و یا سرمایه گذاری در کسب و کار به صورت نقدی و یا پس انداز بانکی نگهداری کند. در این صورت مجموع میزان زیان یک چنین خانواری برای خانوار روستائی 500 هزار تومان و برای خانوار شهری دو میلیون تومان خواهد بود. یعنی در نظر گرفتن از دست رفتن ارزش پس انداز خانوار ها کل تصویر بهبود رفاه خانوار در نتیجه این پرداخت یارانه ای را تغییر می دهد.

اگر اثر تورم بر ضایع شدن موجودی های نقدی پس انداز خانوار ها را نیز در نظر نگیریم(که البته به خودی خود اثری قابل ملاحظه است) و ادامه روند تورم را به صورت 25 درصد تورم در سال بعد و سی درصد در سال بعد از آن فرض کنیم(معادل روندی که کم وبیش در جریان است) پس از سه سال سطح قیمت ها دو برابر خواهد شد. در این صورت تنها دهک هائی که از این یارانه در سال سوم به صورت خالص بهره می برند خانوار های دهک اول و دوم شهری(پائین ترین سطح در آمد) و دهک یک تا چهارم روستائی هستند. و بقیه به صورت خالص زیان کرده و از دست رفتن قدرت خرید در آمد های موجود آنها بیش از آنچیزی است که از یارانه دریافت می کنند.

به هر حال چون بسیاری از خانوار ها کم و بیش پس انداز نقدی نیز دارند و از دست رفتن ناگهانی ارزش آن را نیز حس می کنند نتیجه کلی این است که اگر اثر سیاسی پوپولیستی از این برنامه مورد نظر بوده، به سرعت پس از چند سال منتفی شده و بسیاری از مردم متوجه خواهند شد که در واقع این طرح برای آنها دست آوردی نداشته است. افزایش یارانه نقدی نیز به همین ترتیب با افزایش تورم مجدداً ارزش خود را از دست خواهد داد و تورم ناشی از آن سایر منابع خانوار را نیز مستهلک خواهد کرد و این شیوه افزایش پرداخت نیز در انتظارات مردم به تدریج منعکس شده و سیاستی بی اثر خواهد شد.

 با این شیوه کشور در بد دردسری افتاده که عواقب آن در آینده نیز بیشتر آشکار خواهد شد. دولت آینده نیز نه می تواند عقب نشینی کند و نه ادامه دهد و سر وسامان دادن به این شرایط نیز به قول معروف گاو نر می خواهد و مرد کهن. دولت موجود یک راه حل برای این کار دارد. افزایش سالانه قیمت های حامل های انژی و نرخ ارز و توزیع مبالغ فزاینده پول در جامعه. اکنون مردم اقشار کم درآمد جامعه نیز متوجه شده اند که این پولهای توزیع شده از یک طرف به جیب آنها وارد شده و از طرف دیگر به صورت گرانی از جیب آنها خارج می شود و با افزایش سطح قیمت ها به صورت کاهش قدرت خرید زائل می گردد.

توضیح: در تهیه این مطلب از گزارش در دست نگارش زیر استفاده شده است

Seyed Mohammad Karimi, Welfare Implications of Big Bang Approach to Reform Energy and Food Subsidies 

همچنین آقای سید محمد کریمی برخی اطلاعات آماری در اختیار اینجانب قرار داده اند که مورد قدردانی است. مسئولیت مطالب نوشته شده  و اشتباه های احتمالی در متن صرفاً متوجه اینجانب است.