انتخابات و برنامه نامزدها

 


مشکلات کشور و برنامه نامزد های ریاست جمهوری

محمد طبیبیان

10 خرداد 1392

براي انتخابات رياست جمهوري پيش رو در نهایت 8 نفر از فیلتر شورای نگهبان گذشتند. در این بین حادثه ای که رخ داد رد صلاحیت دو نامزد مشهور جناحهای سیاسی بود. یکی آیت الله هاشمی رفسنجانی و دیگری آقای  اسفندیار رحیم مشاعی. این حادثه هم گرچه عواقب بارز ظاهری نداشت لیکن عوارض خفیه عظیم داشته که خود را ظاهر خواهد کرد. یکی از این عوارض مربوط به آن چیزی است که می توان برملا شدن شرایط و کار کرد هائی دانست که شاید برای برخی بارز و لیکن برای بسیاری از هم وطنان ما نا پیدا بوده و به عوالم پشت پرده سیاست مربوط بوده است. اثر دیگر حوادث اخیر را می توان ظهور ناگهانی رجحانهای سیاسی بخش بزرگی از مردم دانست که در گذشته دیدگاهها و رجحان های خود را موضعی و محدود تلقی می کردند. دانشجویان، کار گران، بازاریان ، صنعت گران، متخصصین حرفه ای، معلمان، وسایر قشر های اجتماعی خواسته ها و شکوه های خاص خود را در مواقعی مطرح می کردند که بر آنها مهر صنفی زده می شد و درنتیجه چنین القاء می شد که محدود و موضعی است.  اکنون این اقشار از طریق یک روش مدنی متوجه شده اند که در آن رجحانها با بخش بزرگی از جامعه که با آنها مراوده ای ندارند هم نظر و هماهنگ هستند و این نیز خود دست آورد مهمی است گرچه در نتیجه این رد صلاحیت ها فرصت های با ارزشی نیز از دست رفت.   

بسياري از نامزد های تائید صلاحیت شده جناحهاي سياسي نكات مثبتي را در كارنامه خود دارند كه مي توانند به عنوان مبناي تبليغات انتخاباتي خویش انتخاب كنند. بسياري از اين كانديداها افرادي با سوابق قابل احترام و افرادي دست و دل پاك در زندگي عمومي و خصوصی خود بوده اند. لیکن در این مقطع پرسشی که مطرح است این است که برنامه هر کدام از این نامزد ها چیست و ظرفیت آنها برای مقابله با ابعاد مشکلات کشور به چه میزان است؟ 

در هر مورد كه انتخابات رياست جمهوري در کشور ما مطرح بوده بسياري از مردم به ناچار بایستی ويژگي هاي نامزد های انتخابات را در یک کفه ترازوی قضاوت و ارزیابی قرار دهند و واقعيتهائي كه كشور با آن رو به رو است را در کفه دیگر قرار داده  و مقايسه کنند. اين قاعده در تمام كشور هائی که مقامات کشور از طریق انتخابات بر گزیده می شوند رایج است، و اقدامي است منطقي. امروزه نيز ما با چنين مقايسه اي رو برو هستيم.

 

شرايط واقعي كشور كدام است ؟

این پرسشی است که ما باید به ناچار به آن پاسخ دهیم. البته در امر انتخابات قید ها و محدودیت های ديگري نيز وجود دارد كه ممكن است سبب شود بهترين كانديدا يراي جايگاه بسيار حساس ریاست جمهوری انتخاب نگردد. 

اين ملاحظه ها نيز در هر كشور به جدال براي کسب قدرت و كسب كنترل بر منابع كشور توسط گروههای خاص ذی نفع مربوط است، كه در هر كشور نیز به درجات بر بحث انتخاب توسط مردم سايه انداخته و می تواند نتیجه انتخاب را به یک انتخابي غير بهينه تغيير دهد. واقعيت اين است كه در كشور ما، به دلیل کوتاه بودن تجربه انتخابات و تمرین دموکراسی،  نهاد هاي سياسي از پيشرفت كافي برخوردار نيستند و به همين دليل آنچه ضروری است تا تضمین کند که فراگرد سياسي با نتايجي كه از نظر اجتماعي بهينه است همگرا شود، وجود ندارد. با  همه این وجود مقایسه منطقی شرایط کشور با ظرفیت نامزد های ریاست جمهوری اجتناب نا پذیر است. در این نوشته سعی خواهد شد برخی از این دو وجه به اختصار مورد بررسی قرار گیرد.

 

نگاهی اجمالی به ابعداد مشکلاتی که رئیس جمهور آتی بایستی با آنها روبرو شود

براي هر كس با ارقام و آمار سر و کار دارد و یا اینکه شخصاً به شرایط معیشت خود و اطرافیان می نگرد، ترديدي وجود ندارد كه اقتصاد كشور در شرايط بحران اساسي قرار دارد. این امر نیز نیازی به سیاه نمائی ندارد و به این بهانه نیز شایسته نیست بر واقعیت هاتی که بایستی شناسائی شده و مورد چاره قرار گیرند چشم ببندیم. چشم بستن بر مشکلات و انکار آنها سبب نمی شود که مشکلات داوطلبانه بگریزند و میدان را خالی کنند. گرچه می توان در مورد بحرانی بودن اقتصاد کشور قلم فرسائی کرد،  لیکن یك مشاهده كافي است كه مارا نسبت به اين امر متقاعد كند و آن هم اين واقيعيت آماري است كه طي پنج سال فاصله سر شماري ١٣٩٠ -١٣٨٥ تعداد شغل ايجاد شده کلاً حدود هفتاد هزار نفر بوده است! رقم مشابه بین سالهای 1385-1375 برابر سالانه 600 هزار نفر است(این رقم برای سالهای 1365-1375 معادل سالانه 357 هزار نفر بوده است). که این مقایسه نشان دهنده ضایعه ای اساسی برای اقتصاد کشور به شمار می رود. به دلیل ایجاد نشدن شغل در کشور،  نسبت مشارکت در بازار کار بخصوص برای زنان بسیار پائین و نرخ بیکاری به خصوص برای زنان و جوانان بین 20-29 سال بسیار بالا است. این مقابسه نه برای ارزیابی مدیریت موجود بلکه بیشتر از نظر توجه به ابعاد مشکلاتی که مدیریت آتی با آن روبرو است می تواند مفید باشد. اين واقيت كه قول ايجاد شغل ميليوني در سال مطرح مي شده و عملا شغل چنداني ايجاد نشده خود واقعيت ديگري را نيز رو نمائى مي كند و آن نيز درجه اعتبار وعده هائى است كه مطرح مي شده است. 

نبود وجود بنيه کافی در بطن اقتصاد برای ايجاد شغل نكته ديگري را نيز نشان مي دهد و آن نيز نبود سرمايه گذاري عمومي و خصوصي در حد کافی است. به اين معني كه رابطه مستقيم بين سرمايه گذاري و ايجاد شغل وجود دارد. می توان دریافت که سرمایه های موجود دچار  فرسایش شده و سرمایه های جدیدی نیز (به صورت ظرفیت تولیدی و زیر نبائی) در حد کافی شکل نگرفته است و به همین دلیل نیز شغل چندانی ایجاد نگردیده. نكته سوم اينكه نبود سرمايه گذاري نيز خود يكي از بهترين نشانگر هاي رشد پائین اقتصادي است. در ماههاي اخير اين واقعيت تلخ كه حركت اقتصاد به حيطه رشد منفي سرا زير شده مطرح گرديده كه توجه اکید به آن ضروری است. هرگاه از بيكاري صحبت مي كنيم فقط از يك رقم صحبت نمي كنيم موضوع صحبت زندگي ميليونها جوان و غير آن است كه دستخوش بحران و گرفتاري است. 

اين كه اقتصاد كشور در شرايط بحراني است را مي توان با شاخص هاي مختلف نشان داد. تورم فزاينده و بار كمر شكن قيمت ها و كاهش ارزش پول كشور به نصف در مدت زمان نا چيز را مي توان از موارد ديگر دانست. گرچه هدف این نوشته کوتاه ارائه تحلیل آماری نیست اما می توان برای این مطالب شواهد آماری فراوانی ارائه نمود. در حیطه اقتصاد داخلی مشکلات عدیده دیگری که می توان به صورت فهرست وار بیان کرد عبارتند از بهم ریختگی نظام بودجه ریزی، مشکلات عدیده سیستم بانکی و نظام پولی و ارزی، فساد گسترده اداری و غیر اداری است که هر یک نیازمند برنامه های همه جانبه و پیگیری طولانی مدت است. 

معمولا در مباحث پیرامون اقتصاد کشور برخی از صاحب نظران به پیشرفتهای برخی پروژه های خاص اشاره می کنند و آن را علامت پیشرفت کشور به حساب می آورند و آن را به عنوان وزنه ای برای انکار مشکلات اقتصادی دیگر به کار می گیرند. واقعیت این است که در سالهای پس از پیروزی انقلاب دست آورد های فنی و علمی قابل توجهی نیز به دست آمده است و این دست آوردها نتیجه تلاش بسیاری افراد متخصص و پیگیری و حمایت مسئولین بوده است. لیکن ضابطه عمده این است که این دست آورد های فنی و علمی  بایستی اثر خود را در زندگی مردم و کمیت و کیفیت آن نشان دهند. اگر در یک کشور دیگر گفته می شود که پیشرفت فنی در امر مخابرات اتفاق افتاده مردم به سرعت آن را به صورت استفاده از تلفن های همراه و تلفن های هوشمند و سیستم اینترنت پرسرعت مشاهده می کنند. اگر گفته می شود مثلا در صنعت هوا نوردی پیشرفت حاصل شده مردم نتیجه آن را در هوا پیماهای مسافری بزرگتر و ارزانتر و کار آمد تر و بلیط های ارزانتر مشاهده می کنند. یا در مورد دارو و ابزار پزشکی و دیگر پیشرفتها به همچنین... بنابر این آنچه آخر الامر نشان پیشرفت است رشد در آمد ملی و سطح زندگی مردم  و کاهش واقعی فقر از طریق تولید و سرمایه گذاری هائی است که حاصل می شود و الا بسیاری از پروژه های "خوب" نیز در نهایت هزینه هائی می شوند بر دوش مردم. بنا بر این بر قراری ارتباط مستقیم بین فن آوری و بهروزی مردم یک چالش قابل توجه آتی است. 

می دانیم که کشور در حیطه های بین المللی نیز با مشکلاتی روبرو است. از گرفتاري هاي بزرگي كه كشور با آن روبرو بوده است روابط خارجي و بين المللي است كه طي سالهلي اخير ابعاد گسترده تري يافته است. در اين مجموعه گرفتاري ها جايگاه تحريم هاجايگاه خطيري است. طي سالهاي بعد از انقلاب بین سالهای 1983-2012  دست كم ششصد  مورد تحريم، تصميم يك جانبه برای ایجاد تضییق و توافق چند جانبه يا مباحث منجر به ايجاد مضيقه و جو تبليغاتي و تهدید نظامی برعليه كشوریا تحریم از طریق سازمان ملل و مانند آن انجام شده است. كه بي ترديد براي كشور پر هزينه بوده و بار آنها نيز بر دوش مردم قرار گرفته است. مسلما اين اقدام هاي خصمانه ناروا بوده و به نظر اينجانب در بسياري از موارد، به دلیل ایجاد آسیب برای مرم،  در حد جنايت بر عليه بشريت است. ليكن اين واقعيت رافع وظيفه رسمي دولت براي پيگيري معقول و استفاده از ابزار هاي ديپلماتيك براي جلوگيري از آن نيست. ليكن در سالهاي اخير موارد ظهور شوق و شعف داخلی برخی گروهها و استقبال از اينگونه تنگناهاي خطير ، که دارای  آثار نا مطلوب بلند مدت هستند را نيز شاهد بوده ايم.  به این معنی که این گرفتاری های عظیم تاریخی برای برخی نیز فوائدی را فراهم ساخته که مدافع سر سخت آن هستند و در مقابل تغییر شرایط نیز با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارند مقاومت خواهند کرد. 

در بین انواع تحریم ها، به خصوص مصوبه هاي شوراي امنيت سازمان ملل كه، متاسفانه با بي توجهي كامل،  به راحتي مراحل خود را طي كرد قابل توجه است. این دسته از تحریم ها براي منتفي شدن، نیازمند دوران طولاني و فعاليت پيگير بلند مدت هستند، زیرا تلاش برای رفع آنها در هر مرحله با ممانعت هر كدام از كشور هاي داراي حق وتو با مشكل رو برو مي شود.

 

ظرفیت اجرائی و تدبیر نامزد ریاست جمهوری 

متاسفانه فرصت تبلیغ انتخاباتی در کشور ما بسیار محدود است(برای مثال در آمریکا مراحل انتخاب نامزدها و تبلیعات انتخاباتی یک دوره یکساله را در بر می گیرد). این نیز پیوسته سبب شده که عامه مردم با اطلاعات  محدودی از کاندیدا ها بخواهند به آنها رای بدهند. به همین سبب هم مشاهده کردیم که در شرایطی که یک نامزد از شناخت کافی توسط مردم بر خوردار نبود به سادگی می تواند اطلاعات نا درست در مورد خود اشاعه دهد و انتخاب شود و نتیجه این فراگرد ناقص تا سالها و دهها سال گریبانگیر کشور باشد. حضور در دو برنامه تلویزیونی و انجام چند مصاحبه و توزیع پوستر عکس چندان اطلاعاتی به جامعه ارائه نمی کند خصوصاً در شرایطی که فرصت و امکانات کافی برای این امر موجود نیست که نامزد ها توسط روزنامه ها و یا اجتماعات مردم مورد چالش قرار گیرند و ارزیابی شوند. در حال حاضر نامزدهای انتخابات در پیش رو مهمترین فعالیت معرفی برنامه های خود را انجام داده اند و آن هم مشارکت در اولین مناظره تلویزیونی است. نکته قابل توجه برای من این است که به نظر می رسد تا آنجا که به برنامه اقتصادی مربوط است اکثراً یک مفهوم ساده را نیز نتوانستند ارائه کنند. کاندیدائی می گوید باید هزینه پول را پائین آورد تا نرخ تورم پائین بیاید و برخی دیگر نیز تائید می کنند. برخی می گویند بایستی به کشاورزی و صنعت کمک شود از طریق وام ارزان قیمت و یارانه و تخفیف مالیاتی وسایرین او را تائید و تکمیل می کنند.   

منظور ایشان از پائین آوردن هزینه پول، پائین آوردن نرخ بهره است. حال اگر از تجربه سایر کشور ها و سایر دولتهای کشور خودمان نیز درس نگرفته باشیم لا اقل از این بزرگواران باید انتظار داشت که از تجربه همین دولت درس گرفته باشند. این دولت و مجلس نیز همین اقدام را ابتدا اجرا کردند، هزاران میلیارد ریال تحت عنوان کمک به صنایع اشتغالزا و زود بازده و مانند آن به اقتصاد تزریق نمودند و اکنون بانکها با مشکل معوقه ها رو برو هستند چون این وام گیرندگان نمی توانند یا نمی خواهند پول بانکها را پس بدهند و نقدینگی اضافی هم تورم ایجاد کرده است. اگر این دولت در مقطعی از سیاست پائین نگه داشتن نرخ بهره بانکی  دست بر داشت بخاطر ناچاری بود چون کل نظام بانکی در خطر سقوط قرار داشت. در مورد تزریق منابع به صنعت و کشاورزی نیز مگر چنین نیست که سالها ادامه داشته است پس نتایج آن کجا است؟ بر اساس کدام تجربه این بار چنین سیاستی می تواند موفق باشد؟ اگر از تزریق منابع به صنعت و کشاورزی از منابع بانکی كه پس انداز های مردم است و هر کس کوچکترین آشنائی با اقتصاد کشور داشته باشد می داند بنیه بانکها به دلیل اجرای همینگونه سیاستها در سطح بحرانی تنزل یافته است. اگر منظور منابع بوجه ای است با توجه به کاهش در آمد های نفتی که مهمترین در آمد های بودجه است از کدام منابع؟ لا اقل این بخش از پرسش و پاسخ که نمایانگر هیچ آمادگی در بین این بزرگواران در مورد مشکلات اقتصادی و برنامه های آنها نبود.

خصوصاً عموم نامزدها آن حیطه که اصل مشکل در آنجا نهفته است را از خود دور کرده و خود را از آن برری می دانند. آن نیز مسئله روابط خارجی و تحریم های بین المللی بر علیه کشور است. اگر حتی بر نامه های اقتصادی نامزدهای بزرگوار از انسجام و استحکام بر خوردار می بود و در شرایط عادی برنامه های کار گشائی نیز می بود در شرایط موجود یک سنگ آسیای بزرگ که به پای هر مدیر اجرائی بسته شده و حرکت را از او سلب می کند مسئله بسته بودن راه تجارت خارجی و روابط بین المللی مازاد بر مراوده های قاچاق و جزئی است. این امر نیز به شرایط تحریمها بر می گردد.

نکته ای را از کتاب روح القوانین مونتسکیو  مربوط به قرن هجدهم نقل قول می کنم که بی مناسبت نیست:

او پس از اینکه تجربه بسیاری از ملت ها و تمدن ها را تا زمان خود مرور می کند نتیجه گیری می کند که "اثر تجارت، ایجاد ثروت است و اثر ایجاد ثروت نیز بهروزی مردمان و این بهروزی مردمان است که فرهنگ و هنر را شکوفا می کند. اگر نیک بنگریم تاریخ تجارت نیز تاریخ ارتباط و مراوده بین ملت ها و مردمان است." گرچه این گفته مربوط به حدود سه سده قبل است لیکن شاید نتوان چندان به حکمت آن افزود. 

نکته دیگری که به صورت اساسی بر سر راه حل مشکلات اقتصادی کشور و مشکلات غیر اقتصادی  نیز قرار دارد در گیری فزاینده نهاد های دولتی و حکومتی در فعالیت های سود آور است. باز هم از همان کتاب روح القوانین نکته ای را نقل می کنم. مونتسکیو می گوید که تئوفیلوس امپراتور بیزانس در قرن نهم میلادی با خبر شد که همسرش یک کشتی مال التجاره سفارش داده که به بندر نزدیک می شود. او دستور داد کشتی مال التجاره همسرش را برروی دریا آتش بزنند. و به همسر خود گفت من مسئول حکومت این مردم هستم تو می خواهی مرا به مسئول جاشوان کشتی تنزل دهی! اگر ما حرفه تاجر و کشتی بان را از دست او خارج کنیم آنها چگونه معاش خود را تامین کنند؟ مونتسکیو از قول تئوفیلوس اضافه می کند که اگر حکومت خود انحصار گر فعالیت ها شود چه کسی باید حدود و قیود را بر آن اعمال کند؟چه کسی ما را وادار می کند که به تعهدات اصلی خود وفا دار بمانیم؟ در باریان ما هم از مثال ما پیروی می کنند. آنها دیگر از خود ماهم طمع کار تر و حریص تر هستند و نسبت به خود ما از عدالت و انصاف دورتر، اگر مردم اعتمادی به عدالت و انصاف ما داشته باشند با دیدن رفتار درباریان اعمال آنها را هم به حساب ما خواهند گذاست." 

اینکه مدیران جوامع از زمانهای ماضی متوجه این مطلب بوده اند و اهل حکمت نیز این تجره ها را جمع آوری کرده اند بی دلیل نیست. وظیفه اداره کردن جوامع خود حرفه ای در خور احترام و در خور توجه است کما اینکه تجارت و تولید و فعالیت سود آوری نیز. لیکن این دو حیطه بایستی از یکدیگر جدا نگه داشته شود تا هر دو هم مقدور و هم سالم باشد. در کشور ما در حال حاضر نیز در گیری نهاد های حیطه عمومی به اینگونه فعالیت ها بقدری گسترش یافته که میدان را برای فعالات بخش خصوصی تنگ نموده چنانکه صحبت از حرکت صنعت و فعالیت، و نه فقط سرمایه و نیروی کار، به خارج از کشور مطرح است. کاندیدا های گرانقدر برای این مشکلات  اساسی نیز فرا تر از صحبت های بی آزار و تا حدودی تعارف آمیز راه حلی ارائه نکردند.

نکته قابل توجه دیگر در اظهارات نامزد ها این بود که ما باید از کارشناسان و نیرو های متخصص استفاده کنیم. گوئی کارشناسان و متخصصین کشور ابزار استفاده هستند. این تصور که اگر کسی صاحب مقامی می شود مالک مملکت و  مردم است سابقه تاریخی طولانی در کشور ما دارد.  قرار بود با انقلاب این اندیشه ها جایگزین شود. قرار بوده است که مسئولین کشور از طریق انتخابات بر گزیده شوند تا به مردم خدمت کنند. قرار بوده است که اگر کسی جز رای مستقیم و غیر مستقیم مردم درجایگاه مسئولیت عمومی قرار گیرد و مقام کسب کند غاصب تلقی شود! چگونه است که اکنون بخش بسیار شایسته مردم که همان متخصصان هستند مانند اموال تلقی می شوند و بر این اموال که کنار زده شده اند باید منت گذاشت و از آنها استفاده کرد؟ آیا قرار نیست زمینه ای برای باز سازی حس عزت نفس و احترام به خود و تعالی و ترقی شخصیت و ارزش انسانی عموم مردم و علاقه آنها به مشارکت و فعالیت، از جمله برای متخصصین فراهم شود و چنین برنامه ای نیز جزو برنامه کاندیدا ها باشد؟

آن برنامه ها که مطرح شد لا اقل برای اینجانب نکته قابل توجهی ارائه نکرد، از هیچکدام و هیچ یک از طیف ها.  اگر کسی از بالادست بیاید واز بین این بزرگواران به قید قرعه هم یکی را انتخاب کند و رئیس جمهور نماید به همان خوبی به نظر می رسد که فرد بغل دستی او.